یعنی چه
میعه سائله در طب سنتی و داروسازی کهن، به ماده سقزی، صمغ رزینی و مایع بسیار خوشبویی گفته میشود که بهطور طبیعی و خودبهخود از پوست درختی به نام «لُبنی» (یا درخت اصطرک) تراوش میکند. این ماده روان در گذشته به عنوان عطر و همچنین برای درمان بیماریها مانند تسکین درد و ضد سرفه کاربرد داشته است.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت «مَیْـعَـةِ سـائِـلَـه» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای صمغ روان درخت لبنی، «میعه سائله» با ۹ حرف است. از دیگر طراحان ممکن است واژههای عسل اللبنی یا اصطرک را نیز مد نظر قرار دهند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این صمغ معطر گیاهی از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
این عبارت ریشه در زبان عربی دارد که در متون کهن طب سنتی عیناً به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی یا رایج آن در متون قدیمی شامل «اصطرک مایع»، «عسل اللبنی»، «حصی لبان»، «بابله» و «سلارس» است و در برابر آن «میعه یابسه» به معنی صمغ خشک قرار دارد.
در قرآن
عبارت «میعه سائله» یا واژههای همخانوادهٔ آن در این معنی، در متن قرآن کریم نیامده است.
جمعبندی و توضیح کامل میعه سائله
عبارت «میعه سائله» یک اصطلاح تخصصی و کهن در طب سنتی، داروسازی و گیاهشناسی است. ریشه این واژه عربی بوده و از نظر لغوی به معنای «صمغِ روان و جاری» است؛ چرا که «مَیعه» از مصدر مَیْع (به معنی روان شدن) گرفته شده و «سائله» نیز به معنای جاری است. همخانوادههای آن در زبان فارسی شامل کلماتی چون مایع و میعان هستند.
این ماده در واقع صمغ رزینی، بسیار خوشبو و روانی است که بهطور طبیعی از پوست درختی به نام لُبنی یا اصطرک ترشح میشود. در کتابهای مرجع کهن مانند لغتنامه دهخدا و تحفه حکیم مؤمن، از این ماده به عنوان عطر و همچنین دارویی برای تسکین سرفه و دردهای مختلف یاد شده است. نقطه مقابل آن «میعه یابسه» نام دارد که صمغ خشکشده و غیرصافی است که از جوشاندن اجزای همان درخت به دست میآید.