معنی
این واژه در لغت به معنای کسی یا چیزی است که به طور کامل در یک مایع فرو رفته باشد. در کاربردهای امروزی و ادبی، بیشتر به شکل مجازی برای توصیف افرادی به کار میرود که به شدت جذب یک تفکر، احساس، یا موقعیت خاص شدهاند و از دنیای پیرامون خود غافل هستند.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی غوطهور است، یعنی تمام وجود او تحت تأثیر یک عامل محیطی یا ذهنی قرار گرفته است؛ مانند غوطهور شدن در افکار، غوطهور شدن در تاریکی یا غوطهور شدن در مادیات.
مترادف
واژههای مستغرق و منغمس نزدیکترین معادلهای عربی هستند که در زبان فارسی به عنوان مترادف این کلمه در متون ادبی استفاده میشوند.
متضاد
در معنای فیزیکی، متضاد آن بیرون بودن از مایع یا قرار گرفتن روی سطح آن است و در معنای مجاز، به حالت رهایی و عدم اشتغال ذهنی اشاره دارد.
هم خانواده
این کلمه یک صفت مرکب (آمیخته از عربی و فارسی) است. بخش اول آن «غوطه» از ریشه عربی (غ و ط) به معنی گودی و فرورفتن گرفته شده و بخش دوم آن پسوند فاعلیِ فارسی «ور» به معنی دارنده یا کننده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «فرورفته در آب» یا «غرق در افکار»، کلمه ۶ حرفی «غوطه ور» یا واژه ۵ حرفی «مستغرق» به عنوان پاسخ پذیرفته میشود.
به انگلیسی
واژه Immersed بیشتر برای جنبههای ذهنی، تحصیلی و استعاری (مانند یادگیری زبان به روش غوطهوری) استفاده میشود، در حالی که Submerged کاربرد فیزیکی و جغرافیایی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل غوطه ور
واژه غوطهور یک صفت مرکب زیبا در زبان فارسی است که از ترکیب اسم ریشه عربی «غوطه» و پسوند فاعلی فارسی «ور» ساخته شده است. این کلمه در اصل به معنای فرو رفتن کامل یک جسم در آب یا هر مایع دیگری است، به طوری که تمام ابعاد آن را مایع در بر گرفته باشد. ریشه عربی این واژه در قرآن کریم نیز به صورت «الغائط» (به معنی زمین پست و گود) به کار رفته است که نشاندهنده مفهوم عمیق و فرو رفته در زمین است.
در ادبیات فارسی، عرفان و روانشناسی، غوطهور شدن معنایی بسیار فراتر از یک پدیده فیزیکی پیدا کرده است. این واژه نماد استغراق کامل، تسلیم، تعمق ذهنی و فنا شدن در معشوق یا یک حقیقت والاست. زمانی که فرد در یک وضعیت روحی، فکری یا عشقی غوطهور میشود، ارتباطش با جهان مادی پیرامون موقتاً قطع شده و به طور کامل جذب آن فضای محاطکننده میگردد.
در بازیهای فکری و جدول نیز این کلمه به دلیل ساختار ۶ حرفی و مترادفهای متنوعی که دارد (مانند مستغرق و غرق)، بسیار پرکاربرد است. در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی نیز میان جنبه فیزیکی آن (Submerged) و جنبه ذهنی و استعاری آن (Immersed) تفکیک قائل میشوند که هر دو نشان از احاطه شدن کامل توسط یک محیط دارند.