یعنی چه
قطرانی صفت نسبی است و به هر چیزی گفته میشود که از قطران ساخته شده، به آن آغشته شده یا ویژگیهای آن را داشته باشد. قطران شیره یا صمغ غلیظ، تیرهرنگ و بسیار بدبویی است که از تقطیر چوب درختانی مانند صنوبر یا زغالسنگ به دست میآید. در قدیم به قطرانفروش یا نوعی سکه درهم نیز قطرانی میگفتند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی و عربی به دو صورت قَطِرانِی (با فتح قاف و کسر طاء) و قِطْرانِی (با کسر قاف و سکون طاء) تلفظ میشود و در نهایت یاء نسبت به آن چسبیده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون قطرانی، قیری یا آسفالتی به عنوان هممعنی کلماتی با ویژگی سیاهی و اشتعالزایی به کار میروند. واژه قطرانی دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگیهای مادی یا ظاهری آغشته به قطران از صفات Tarry و Tar-like استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزین فارسی برای این صفت شامل کلماتی مانند قیری، آسفالتی، صمغی، تیرهرنگ، بدبو و ماده مشتعلشونده مومی است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و متون کهن، صفت قطرانی و ماده قطران نماد تیرگی مطلق، بوی ناخوشایند، غلظت شدید و مظهر عذاب است؛ چنانکه در آیه ۵۰ سوره ابراهیم نیز لباس دوزخیان از این ماده (قَطِران) توصیف شده که نشاندهنده شدت اشتعال و سیاهی آن است.
جمعبندی و توضیح کامل قطرانی
واژه قطرانی صفت نسبی برگرفته از ریشه عربی «ق-ط-ر» به معنی چکیدن است؛ چرا که ماده قطران به صورت قطرهقطره از تقطیر چوب یا زغالسنگ به دست میآید. این کلمه به هر شیء یا حالتی اشاره دارد که ویژگیهای قطران یعنی غلظت، رنگ کاملاً تیره، بوی تند و خاصیت اشتعالزایی بالا را داشته باشد.
اگرچه خود واژه قطرانی در قرآن نیامده، اما ریشه آن یعنی قطران در سوره ابراهیم برای توصیف لباس اهل دوزخ به کار رفته است. به همین دلیل، این واژه در پهنه ادبیات فارسی فراتر از یک اصطلاح مادی، به نمادی برای تاریکی مطلق، غلظت، ناخوشایندی و عذاب تبدیل شده است.
در کاربردهای قدیمیتر، این واژه لزوماً به ماده شیمیایی اشاره نداشت و گاه به عنوان عنوانی برای شغل قطرانفروشی یا نوعی درهم و سکه رایج در گذشته نیز به کار میرفته است.