معنی
وحوش در اصل جمع مکسر کلمه «وحش» است و به معنای جانوران و حیوانات وحشی، درندگان، ددگان و موجوداتی است که با انسان انس نمیگیرند و در طبیعت، بیابانها یا جنگلها زندگی میکنند. در متون قدیمی و کاربردهای مجازی، این واژه گاهی برای اشاره به انسانهای دور از تمدن، خشن یا بیابانی نیز استفاده شده است.
یعنی چه
عبارت وحوش به گروهی از جانوران غیراهلی اطلاق میشود که خوی طبیعی و غریزی خود را حفظ کردهاند و برخلاف حیوانات اهلی و خانگی، با جوامع انسانی مأنوس نیستند. ریشه این کلمه به مفاهیمی چون دوری از الفت، تنهایی و بیابان بازمیگردد.
مترادف
واژههایی مانند ددگان، درندگان و سباع بیشترین همپوشانی معنایی را با وحوش در متون فارسی و عربی دارند.
متضاد
در زمینه جانورشناسی، متضاد اصلی این واژه «اهلی» و «رام» است و در کاربردهای استعاری انسانی، واژه «متمدن» در برابر آن قرار میگیرد.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سهحرفی عربی (و-ح-ش) مشتق شدهاند که در اصل به معنای تنهایی، ترس و نبود انس و الفت است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح به دنبال خودِ واژه «وحوش» باشد، پاسخ ۴ حرفی است. کلمات مترادفی چون سباع (۴ حرفی) یا ددگان (۵ حرفی) نیز رایج هستند.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به زبان انگلیسی، بسته به لحن متن میتوان از واژگان عمومی مانند wild animals یا اصطلاحات جامعتر مانند wildlife استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل وحوش
واژه «وحوش» یک جمع مکسر عربی از ریشه (و-ح-ش) است که وارد زبان فارسی شده و به طور مستقیم به جانوران غیر اهلی، درندگان و ددگان اشاره دارد. این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی فراتر از معنای زیستشناختی خود رفته و در ادبیات عرفانی و نمادین، اغلب به عنوان نمادی از نفس اماره، شهوات سرکش و صفات رذیله حیوانی درون انسان به کار میرود که سالک باید آنها را رام و مهار کند.
از منظر مذهبی و قرآنی، این واژه جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که در آیه ۵ سوره تکویر عبارت «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» به صراحت به رستاخیز و محشور شدن حیوانات وحشی در روز قیامت اشاره میکند که مبنای بحثهای کلامی فراوانی میان مفسران بوده است. در کاربردهای روزمره و علمی امروزی، این کلمه بیشتر در ترکیبات رسمی مانند «وحوش و طیور» یا در بحثهای محیطزیستی برای اشاره به تنوع زیستی جانوران غیراهلی استفاده میشود.