یعنی چه
این عبارت در معنای حقیقی به معنی اصابت ضربهٔ کف پا (لگد) به کسی یا چیزی است. در معنای کنایی به پامال شدن، از بین رفتن حق و زیر پا له شدن اشاره دارد. همچنین در اصطلاح نظامی و اسلحهشناسی، به تکان شدید و حرکت رو به عقب تفنگ یا کلت پس از شلیک گفته میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «لَگَد خُور دَن» است که در زبان عامیانه و روزمره معمولاً به صورت «لگد خوردن» با ضمه روی خاء شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این راهنما معمولاً خود واژه «لگد خوردن» (۸ حرف) یا مترادفهای آن مانند «پامال شدن» است.
به انگلیسی
برای مفهوم فیزیکی ضربه پا از اصطلاحات دریافت لگد و برای اسلحه از واژه تفنگ استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل رفس و مصدر آن برای ضربه با پا به کار میرود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه عبارتند از: لگدکوب شدن، پامال شدن، پایمال شدن، پیسپر شدن، پاسپر شدن و تیپا خوردن. متضاد آن نیز لگد زدن، پابرجا ماندن و محترم شمرده شدن است. همخانوادههای آن شامل لگد، لگدکوب، لگدمال و لگدپران میشود. ریشه واژه لگد به زبانهای ایرانی باستان و پارسی میانه (lagat) برمیگردد.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، لگد خوردن کنایه و نمادی از ستمپذیری، بیزبانی و افتادگی است؛ همانطور که سعدی شیرازی در شعر خود میگوید: «زمین لگد خورد از گاو و خر به علت آن که ساکن است...» که نشان میدهد سکون و افتادگی بیش از حد مایه پایمال شدن میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لگد خوردن
عبارت «لگد خوردن» یک ترکیب فعلی اصیل فارسی با ریشههای کهن در پارسی میانه است که در سه حوزه متمایز معنایی کاربرد دارد. در مرتبه اول معنای مادی و فیزیکی آن یعنی مورد اصابت ضربه پا قرار گرفتن مد نظر است. در مرتبه دوم و در اصطلاح نظامی، به بازپسزنی و تکان رو به عقب اسلحه پس از خروج گلوله اشاره میکند که یک پدیده فیزیکی در تیراندازی است.
در نهایت، این واژه بار معنایی کنایی و ادبی بسیار قوی دارد. در ادبیات فارسی، لگد خوردن مترادف با پامال شدن، تضییع حق و ستمدیدگی است. این مفهوم به عنوان نمادی از مظلومیت و گاه عواقب سکون و بیتحرکی در برابر ظالم شناخته میشود و در اشعار بزرگان برای توصیف افتادگی به کار رفته است.