معنی
در اصطلاح حقوقی و فقهی، تبعید به معنای فرستادن اجباری شخص متهم یا مجرم به منطقهای دوردست و غالباً کمامکانات برای مدتی معین است تا از ایجاد آشوب یا تکرار جرم جلوگیری شود.
یعنی چه
این واژه ریشه در مفاهیم جدایی، راندگی و محرومیت دارد و به وضعیتی اشاره میکند که در آن شخص اجازه بازگشت به زادگاه خود را ندارد.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم دور کردن، راندن یا بیخانمان کردن اجباری دلالت دارند.
متضاد
این واژهها بر سکونت، ماندن در وطن و بازگشت به محل زندگی اشاره دارند.
هم خانواده
این واژهها از ریشه سه حرفی عربی (ب - ع - د) مشتق شدهاند که همگی معنای دوری و فاصله را در خود دارند. توجه شود که واژه متعبد همخانواده تبعید نیست.
جمله سازی
در جدول
کلمه تبعید دقیقاً پنج حرف دارد و در جدولهای متقاطع معمولاً با راهنمای «اخراج از وطن» یا «نفی بلد» پرسیده میشود.
به انگلیسی
واژه Exile رایجترین معادل برای تبعید سیاسی و تنهایی ناشی از آن است، در حالی که Deportation بیشتر به اخراج قانونی و مرز به مرز اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل تبعید
واژه «تبعید» مصدری از باب تفعیل و مشتق از ریشه عربی «ب-ع-د» به معنای دوری است. این کلمه در اصطلاح به مجازاتی قانونی یا سیاسی اطلاق میشود که طی آن فرد به اجبار از زادگاه یا محل سکونت خود رانده شده و به اقامت در منطقهای دیگر محکوم میگردد. در ادبیات و فرهنگ، تبعید همواره با مفاهیمی چون غربت، تنهایی و رنج دوری از وطن گره خورده است.
اگرچه خود واژه تبعید به طور مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مترادف آن مانند «نفی» و «اخراج» در متون فقهی و قرآنی (مانند آیه ۳۳ سوره مائده درباره مجازات محاربان) به کار رفتهاند. این واژه پنجحرفی یکی از کلمات پرکاربرد در ادبیات سیاسی، متون حقوقی و همچنین سوالات جدولهای کلمات متقاطع به شمار میرود.