یعنی چه
پرخواری در لغت به معنی شکمپرستی، زیادهروی در خوردن و مصرف غیرطبیعی و بیش از حد مواد غذایی است که در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا به صورت «پرخوارگی» نیز ضبط شده و یک حاصلمصدر مرکب است.
تلفظ
این واژه به صورت پُرخواری (por-khvā-ri) تلفظ میشود. حرف «و» در این کلمه معدوله است و خوانده نمیشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این مفهوم معمولاً واژههایی چون پرخواری (۷ حرف)، پرخوری (۶ حرف) یا شکمبارگی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ Overeating برای پرخوری روزمره، Gluttony برای جنبه اخلاقی و خصلت شکمپرستی، و Polyphagia یا Hyperphagia به عنوان اصطلاح پزشکی کاربرد دارد.
به عربی
در زبان عربی کلمات النهم و الشره به خوبی رساننده معنای افراط در خوردن و شکمپرستی هستند و اصطلاح جوعالبقر نیز در طب سنتی به همین واقعه اشاره دارد.
به فارسی
این واژه کاملاً فارسی و مرکب از دو جزء «پُر» (از ریشه پهلوی pur) و «خواری» (از مصدر خوردن، ریشه پهلوی xwardan) است. همخانوادههای آن شامل پرخوار، پرخواره، خوراک و خوردن است. واژههای پرخوری، شکمبارگی، شکمپرستی و گرانخواری مترادف آن و کمخواری، کمخوراکی و امساک متضادهای آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل پرخواری
پرخواری یا پرخوری افراطی، مفهومی است که هم از نظر پزشکی و هم از دیدگاه اخلاقی و مذهبی مورد توجه قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم، هرچند خود واژه به طور مستقیم نیامده، اما مصادیق آن به شدت نهی شده است؛ به طوری که در آیه ۳۱ سوره اعراف انسانها از اسراف در خوردن و آشامیدن منع شدهاند و در آیه ۱۲ سوره محمد، سبکِ خوردنِ بیهدف و شهوانی به چهارپایان تشبیه شده است.
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک جهان نیز پرخواری (Gluttony) جایگاه ویژهای دارد و در سنت مسیحی به عنوان یکی از هفت گناه کبیره شناخته میشود که نماد حیوانی آن خوک، خرس یا وزغ است. در ادبیات فارسی نیز شکم بارها به عنوان نماد نفس اماره و تمایلات دانی انسان توصیف شده است که افسار گسیختگی آن مایه تباهی تن و روان میگردد.