یعنی چه
واژه چنگ در زبان فارسی چندمعنایی است؛ از یک سو به پنجه و ناخن تیز پرندگان و جانوران درنده یا مشت و پنجه انسان اطلاق میشود و از سوی دیگر نام یکی از قدیمیترین سازهای زهی و آیینی (هارپ) است. همچنین در قالب فعل به معنای محکم گرفتن و دست انداختن به چیزی کاربرد دارد.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف معنایی (آناتومی یا موسیقی) به عنوان جایگزین چنگ استفاده میشوند.
متضاد
برای واژه چنگ متضاد مستقیم وجود ندارد، اما رها کردن در تقابل با چنگ زدن، آزاد در تقابل با در چنگ بودن و صاف در تقابل با معنای قدیمی خمیده قرار میگیرد.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه چنگ مشتق شدهاند یا با آن ارتباط ساختاری دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان فارسی میانه و باستان ایرانی دارد و در زبان پهلوی به صورت čang به کار میرفته که با مفهوم خمیدگی و گرفتن پیوند داشته است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه به فتح حرف اول (چ) و سکون حروف بعدی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ مستقیم برای تعریف ساز زهی قدیمی یا پنجه جانوران، کلمه ۳ حرفی چنگ است.
به انگلیسی
بسته به معنای مورد نظر در جمله، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، چنگ به عنوان عضو بدن جانوران نماد قدرت، خشونت، اسارت و تسلط است. در مقابل، ساز چنگ نماد عیش و نوش، لطافت، هنر عرفانی و راز و نیازهای درونی در اشعار کلاسیک به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چنگ
واژه چنگ یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که به صورت موازی در دو قلمرو کاملاً متفاوت رشد کرده است. در بخش طبیعی و آناتومیک، این واژه به پنجه تیز و برنده حیوانات شکاری اشاره دارد و در ادبیات عامه مظهر اقتدار یا به بند کشیدن است. در بخش هنری، چنگ نماینده یکی از باستانیترین سازهای رشتهای ایران است که طنین آن قرنها آرامشبخش محافل فرهنگی بوده است.
اگرچه این کلمه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیمی چون تمسک جستن و چنگ زدن به ریسمان الهی در ادبیات دینی ما با تکیه بر استعارههای این واژه شکل گرفتهاند. در مجموع، چنگ تجسمی از تضاد میان قدرت مادی (پنجه) و ظرافت معنوی (موسیقی) در زبان فارسی است.