معنی
واژه ثیب در لغت به شخصی (غالباً زن) اطلاق میشود که بکارت او زایل شده باشد، چه به واسطه ازدواج قبلی و چه به دلایل دیگر. در کاربرد عامتر فارسی، به زن بیوه یا مطلقهای گفته میشود که در وضعیت تاهل فعلی نیست اما تجربه ازدواج داشته است.
یعنی چه
عبارت ثیب به عنوان یک اصطلاح فقهی و حقوقی نیز کاربرد دارد و نشاندهنده وضعیت تاهل یا عدم بکارت فرد در مقابل واژه بکر (دوشیزه) است.
مترادف
این کلمات در زبان فارسی و متون کهن به عنوان هممعنی یا جایگزین برای اشاره به فرد غیرباکره یا کسی که همسرش را از دست داده استفاده میشوند.
متضاد
این واژهها دقیقاً در نقطه مقابل ثیب قرار دارند و به فردی اشاره میکنند که تا کنون ازدواج نکرده و بکارت او حفظ شده است.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه عربی (ث و ب) مشتق شدهاند و به مفاهیم مربوط به بازگشت یا وضعیت پس از ازدواج اشاره دارند.
ریشه
این واژه ریشه کاملاً عربی و قرآنی دارد. وجه تسمیه آن از ماده «ثوب» به معنای بازگشت است؛ چرا که زن ثیب پس از زوال بکارت یا جدایی از همسر، به وضعیت عدم تاهل اولیه خود بازمیگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به سوال «زن غیرباکره» یا «زن شوهرکرده در عربی» به صورت سه حرفی، واژه «ثیب» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و کاربرد حقوقی یا عامیانه، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل ثیب
واژه «ثیب» یک وامواژه فصیح، قرآنی و فقهی در زبان فارسی است که برای توصیف وضعیت زناشویی و حقوقی افراد (بهویژه زنان) به کار میرود. این کلمه به کسی اطلاق میشود که پیش از این ازدواج کرده و دیگر در وضعیت بکارت یا دوشیزگی قرار ندارد، مانند زنان بیوه یا مطلقه. در کاربرد قرآنی، این کلمه در آیه ۵ سوره تحریم به صورت جمع (ثیبات) در تقابل با «ابکار» (باکرهها) آمده است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، ثیب معنای منفی یا بار ارزشی خاصی ندارد و صرفاً به عنوان یک ترم توصیفی و دانشنامهای برای مشخص کردن موقعیت اجتماعی فرد استفاده میشود. ریشه لغوی آن به معنای بازگشت است، که به چرخه تغییر وضعیت فرد از مجرد به متاهل و سپس بازگشت به حالت بیشوهری اشاره دارد.
امروزه این کلمه بیشتر در متون فقهی، قوانین حقوقی مربوط به ازدواج و طلاق، و همچنین به عنوان یک کلمه کلیدی سه حرفی در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد و در زبان محاوره روزمره کمتر شنیده میشود.