یعنی چه
واژهٔ مغزدار در دو مفهوم به کار میرود؛ در معنای مادی به هر نوع خوراکی یا میوهای گفته میشود که دارای هسته، درونهٔ پر یا مغز مغذی باشد (مانند شکلات یا بادام مغزدار). در معنای معنوی و کنایی، به سخن، کلام یا انسانی اشاره دارد که عمیق، پرمحتوا، سنجیده و همراه با اندیشه و خرد باشد.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و طراح جدول، پاسخ میتواند خود واژهٔ «مغزدار» (۶ حرف) یا کلماتی چون «پرمغز»، «بامغز» و «لبیب» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به مادی یا معنوی بودن کاربرد، از واژههای متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به عمق فکر از لبیب و برای خوراکیهای پرشده از محشو استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Özlü دقیقاً مفهوم کنایی سخن مغزدار را میرساند.
به فارسی
این واژه کاملاً ایرانی و اصیل است و از ترکیب اسم «مغز» (ریشه در پارسی میانه mazg) و پسوند اتصاف «دار» ساخته شده است. از مترادفهای آن میتوان به پرمغز، بامغز، عمیق و سنجیده اشاره کرد. متضادهای آن نیز کلماتی چون بیمغز، پوچ، تهی و سطحی هستند.
نماد چیست
مغزدار بودن در ادبیات عامه و اشعار فارسی (مانند تکبیت شفیع اثر) نماد ارزشمندی واقعی، داشتن اصالت و دوری از پوچی و ظاهرگرایی است؛ همانگونه که گردوی مغزدار مایهٔ ارزش است و گردوی پوچ، بیارزش جلوه میکند.
جمعبندی و توضیح کامل مغزدار
واژهٔ «مغزدار» یکی از اصطلاحات اصیل و فصیح زبان فارسی است که به زیبایی سیر تطور معنایی از یک مفهوم مادی به یک مفهوم عمیق معنوی را نشان میدهد. این کلمه در سادهترین تعریف خود به هر شیء یا خوراکی اشاره دارد که درونش پر و دارای هستهای مغذی باشد، اما کاربرد کنایی آن در ادبیات و گفتار روزمره بسیار برجستهتر است و برای توصیف سخنان سنجیده، تفکرات عمیق و انسانهای خردمند استفاده میشود.
بررسی ساختاری نشان میدهد که این واژه ریشه در پارسی میانه دارد و به دلیل غنای مفهومی، در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی بسته به سیاق متن، معادلهای متمایزی برای جنبههای مادی و معنوی آن یافت میشود. در فرهنگ عامه نیز، این واژه همواره در برابر پوچی و سطحینگری قرار گرفته و نمادی از اصالت و درونمایه به شمار میرود.