یعنی چه
«بشنو» فعل امر حاضر (مفرد) از مصدر «شنیدن» است. این واژه در لغت به معنای نیوشا بودن، گوش دادن با دقت، توجه کردن به سخن و پذیرفتن پند و اندرز به کار میرود. در ادبیات عرفانی نیز نماد خموشی، تسلیم بودن در برابر حقیقت و آمادگی برای درک معرفت باطنی است.
متضاد
واژههایی که مفهوم مخالف این فعل امر را میرسانند شامل رویگرداندن از شنیدن یا دستور به نشنیدن هستند.
هم خانواده
کلمات همریشه و همخانوادهٔ این واژه در زبان فارسی و بخش مشتقات آن.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مربوط به فعل امرِ گوش کردن، کلمهٔ ۴ حرفی «بشنو» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی در حالت امری و مصدر شنیداری.
به عربی
افعال امر عربی به معنای بشنو و گوش فرا بده.
به ترکی
معادلهای دقیق کلمه در زبان ترکی.
جمعبندی و توضیح کامل بشنو
واژهٔ «بشنو» یک فعل امر اصیل و کاملاً پارسی از مصدر شنیدن است که ریشه در زبانهای ایران باستان دارد. این کلمه در معنای روزمره به مفهوم دعوت به استماع، دقت کردن به صدا یا سخن کسی، و همچنین کنایه از پذیرش نصیحت و پند گرفتن است. در ترجمه قرآنی نیز این واژه به عنوان برگردان دقیق فعل امری «اِسْمَعْ» (مانند آیه ۴۶ سوره نساء) به کار میرود.
علاوه بر کاربرد زبانی، «بشنو» جایگاه ویژهای در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران دارد؛ به طوری که با بیت آغازین مثنوی معنوی مولانا («بشنو این نی چون شکایت میکند») پیوندی ناگسستنی یافته است. در این ساحت، بشنو تنها یک دستور فیزیکی نیست، بلکه نمادی از سکوت درونی، فروتنی، روح تشنهٔ معرفت و آمادگی کامل برای پذیرش آگاهی و حقیقت باطنی به شمار میرود.