یعنی چه
حقخواهی به معنای تلاش، ایستادگی و مطالبهگری برای به دست آوردن یا زنده کردن حقوقی است که از نظر شرعی، قانونی، عرفی یا اخلاقی به یک فرد یا جامعه تعلق دارد و مورد تضییع قرار گرفته است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «حَق» (با فتح حاء و سکون قاف) و «خواهی» (با واو معدوله که خوانده نمیشود) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این نمایه با توجه به تعداد حروف، «حق خواهی» یا واژگان هممعنی آن مانند «دادخواهی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، از ترکیبات مرتبط با جستوجو یا مطالبهٔ قاطعانهٔ حقوق استفاده میشود.
به عربی
در فرهنگ و زبان عربی، مفاهیم متعددی برای بازپسگیری و پافشاری بر حق و عدالت وجود دارد که در متون دینی و حقوقی کاربرد فراوان دارند.
به فارسی
این واژه یک ترکیب مِزجی (عربی-فارسی) است که جزو اول آن «حق» از ریشه عربی و جزو دوم آن «خواهی» از مصدر فارسی «خواستن» پهلوی است. معادلهای اصیل فارسی آن شامل دادخواهی و عدالتجویی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل حق خواهی
واژهٔ «حقخواهی» یکی از مفاهیم کلیدی در حوزههای اخلاق، حقوق و فرهنگ اجتماعی است که پافشاری بر صراط مستقیم و تلاش برای رفع ظلم را معنا میکند. این واژه از ترکیب کلمهٔ عربی «حق» و اسم مصدر فارسی «خواهی» ساخته شده و نشاندهندهٔ روحیهٔ پویا و ستمستیز در فرهنگ ایرانی و اسلامی است.
در ادبیات و تاریخ ایران، نمادهای بارزی همچون کاوه آهنگر و درفش کاویانی نشاندهندهٔ این مفهوم اصیل هستند. همچنین در فرهنگ جهانی، مشت گرهکرده و ترازوی عدالت به عنوان نمادهای بصری ایستادگی و سنجش دقیق حقوق انسانها شناخته میشوند.
از نگاه دینی و قرآنی نیز گرچه عین این ترکیب فارسی وجود ندارد، اما مفاهیمی بلند مرتبه چون «إحقاق الحق» و «قیام بالقسط» به طور مستقیم به ضرورتِ دادخواهی، تظلمخواهی و مبارزه با حقکشی در جامعه اشاره دارند و انسان را به ایستادگی در برابر ناعدالتی دعوت میکنند.