یعنی چه
عجّار در لغت به دو معنای کاملاً متفاوت به کار رفته است؛ نخست به پهلوان و کشتیگیر تنومند و ماهری گفته میشود که شگرد خاصی در پیچیدن پای خود به دور پای حریف دارد و کسی نمیتواند پشت او را به خاک بمالد. در معنای دوم، به شخص شکمبارهای اطلاق میشود که گلولههای خمیر خام را میخورد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح عین و تشدید جیم (عَجّار) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه عجار به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «کشتیگیر ماهر»، «پهلوان خاکنشو» یا «خمیرخور» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به معنای مد نظر در متن، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه کهن، کلماتی مانند پهلوان، شغباز، خاکنشو و در معنای دیگر آن، خمیرخور یا شکمباره است.
در قرآن
واژه «عجار» در متن قرآن کریم وجود ندارد. ریشههای همآوا یا مشابهی مانند «أجر» (مزد) یا «جأر» (تضرع) در قرآن دیده میشوند که از نظر ریشهشناسی و معنا هیچ ارتباطی با عجار ندارند.
نماد چیست
عجّار یک واژه تخصصی و کهن لغوی است و در ادبیات فارسی، اساطیر یا فرهنگ عامه به عنوان نماد یا نشانه اصطلاحی خاصی شناخته نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل عجار
واژه «عَجّار» یک صفت مشتق از ریشه عربی (ع-ج-ر) است که به متون کهن و لغتنامههای فارسی راه یافته است. این کلمه دو معنای کاملاً متمایز دارد؛ در دنیای ورزش و پهلوانی قدیم، به کشتیگیر ماهر، تنومند و شکستناپذیری گفته میشد که با شگردهای خاص خود هرگز پشتش به خاک نمیرسید. در متون لغوی دیگر، این کلمه به معنای فردی شکمباره است که خمیر خام میخورد.
باید توجه داشت که این کلمه نباید با واژههای همآوا مانند «آجار» (به معنی ترکه در گویش مازنی) یا «اجار» (مخفف اجاره) اشتباه گرفته شود. عجار اصالتاً واژهای کلاسیک است که امروزه کاربرد گفتاری مدرن ندارد و بیشتر در حل جدول یا بررسی متون کهن لغوی مانند دهخدا به چشم میخورد.