یعنی چه
بیماری به هرگونه حالت غیرطبیعی در بدن یا روان گفته میشود که مایه اختلال در فعالیتهای حیاتی و کاهش کارایی فرد گردد. در ریشهشناسی زبان فارسی، این واژه از پیشوند نفی «بی» به همراه «ومار» (به معنی شفا و سلامت) ساخته شده و در اصل به معنای «بدون سلامت یا خارج از نظم و اندازه» است.
مترادف
این واژهها در متون کهن و معاصر همگی برای نشان دادن حالت خروج بدن از سلامت کامل به کار میروند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده پایداری، عملکرد درست ارگانها و پویایی کامل بدن و روان هستند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «ناخوشی یا رنجوری»، بسته به تعداد حروف، کلماتی مانند بیماری، مرض یا سقم کاربرد فراوان دارند.
به انگلیسی
واژه Disease بیشتر برای بیماریهای مشخص با منشأ زیستی دقیق و واژههای Illness و Sickness برای حس کلی ناخوشی و رنجور بودن فرد به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل بیماری
بیماری پدیدهای زیستی و روانشناختی است که به عنوان نقطه مقابل تندرستی، عملکرد طبیعی اندامها یا ذهن را دچار اختلال میکند. نگاهی به ریشه تاریخی این واژه در زبان فارسی (ساخته شده از بی + وِمار به معنی بدون شفا و نظم) نشان میدهد که نیاکان ما نیز آن را نوعی خروج از تعادل و اندازه طبیعی بدن میدانستهاند. در فرهنگهای باستانی از جمله ایران، مار به دلیل پوستاندازی نماد تجدید حیات و بهبودی از بیماری بوده که امروزه نیز در نمادهای جهانی پزشکی دیده میشود.
در ادبیات غنی فارسی و همچنین متون دینی، بیماری تنها محدود به جسم نیست؛ بلکه ابعاد روحی و اخلاقی را نیز در بر میگیرد. برای نمونه، در قرآن کریم معادلهای عربی این واژه مانند «مرض» هم برای ناتوانیهای جسمی (مانند احکام تسهیلکننده روزه برای بیماران) و هم برای بیماریهای قلبی و اعتقادی نظیر نفاق و شک به کار رفته است. شناخت دقیق ابعاد بیماری و تفاوت آن با سلامت، پایه و اساس علم پزشکی و مراقبتهای بهداشتی در طول تاریخ بوده است.