یعنی چه
واژه «لعلدار» صفت مرکب در زبان فارسی است که دو معنای عمده دارد؛ در معنای نخست و حقیقی به کسی یا چیزی گفته میشود که دارای سنگ قیمتی و سرخرنگ لعل است. در معنای دوم و کنایی، این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی برای توصیف معشوقِ زیبای سرخلب به کار میرود که لبهایش از سرخی به لعل تشبیه شده است.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «لعل» (با سکون عین و لام) و «دار» (به معنای دارنده) تشکیل شده و به صورت یکپارچه لَعلدار تلفظ میشود.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای نشانه «دارنده سنگ لعل یا صفت معشوق خوبرو»، کلمه ۶ حرفی «لعل دار» است.
به عربی
برای انتقال مفهوم لعلدار به زبان عربی، در بخش حقیقی از ترکیبات نظیر ذو لعل یا صاحب اللعل استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز فارسی این آرایه ادبی شامل تعابیری همچون سرخلب، صاحبجواهر، سرخفام و خوبرو در اشعار متون کهن است.
در قرآن
باید توجه داشت که ترکیب فارسی «لعلدار» در قرآن کریم نیامده است. حتی واژه «لعل» به معنی سنگ قیمتی نیز در متن قرآن وجود ندارد؛ آنچه در آیات قرآنی به چشم میخورد، حرف مشبهة بالفعلِ «لَعَلَّ» به معنای «شاید» یا «باشد که» (مانند لعلکم تتقون) است که از نظر ریشه و معنا کاملاً با این واژه متفاوت است.
جمعبندی و توضیح کامل لعل دار
واژه «لعلدار» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که ریشه بخش اول آن یعنی «لعل» به واژه قدیمیتر «لال» بازمیگردد که بعدها معرب شده است، و بخش دوم آن یعنی «دار» بن مضارع از مصدر داشتن است. این کلمه در محافل ادبی و متون کهن کاربردی ویژه دارد.
در اشعار پارسی، شاعران بزرگ از این کلمه به عنوان کنایهای ظریف برای توصیف یار خوبرو و زیبارویانی که لبهای سرخرنگ دارند استفاده میکردهاند. این واژه نمادی از ارزشمندی، شادابی، جوانی و سرخی درخشان به شمار میرود.
باید هوشیار بود که این واژه یا سنگ قیمتی مربوط به آن را با واژه قرآنی «لَعَلَّ» که حرفی برای ابراز امیدواری و به معنی «شاید» است، اشتباه نگرفت؛ چرا که این دو کلمه صرفاً در ظاهر املایی به یکدیگر شباهت دارند و از نظر ریشهشناسی و حوزه معنایی کاملاً مستقل از هم هستند.