یعنی چه
شنوا به ویژگی یا عضوی اطلاق میشود که توانایی درک صداها و حس شنوایی را دارد و در واقع نقطهی مقابل کلمه «کر» یا «ناشنوا» است. در مفهوم مجازی و کنایی، این واژه به معنای شخص پذیرا، مطیع، نصیحتپذیر و حقپذیر نیز به کار میرود؛ مانند ترکیب معروف «گوش شنوا» که به گوش آمادهی قبول پند و اندرز اشاره دارد.
هم خانواده
واژههای همخانواده شنوا همگی از ریشه ایرانی باستان و ماده مضارع مصدر «شنیدن» مشتق شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت شِـنَـوا (šenavā) است که در آن شین دارای کسره و نون دارای فتحه میباشد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه چهار حرفی «شنوا» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «شنونده» یا «صفت گوش پذیرای پند» استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد فیزیکی یا معنایی کلمه، معادلهای انگلیسی مختلفی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی صفت سمیع و سامع دقیقترین معادلها برای کلمه شنوا هستند که سمیع کاربرد قرآنی فراوانی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل شنوا
واژه «شنوا» از کلمات اصیل زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه و زبانهای ایرانی باستان دارد. این کلمه در وهله اول به معنای برخورداری از توانایی فیزیکی شنیدن و درک اصوات است که در مقابل واژگان کر و ناشنوا قرار میگیرد. ساختار صوری آن از ماده مضارع مصدر شنیدن (شنو) به همراه پسوند صفتمشبهه (ا) تشکیل شده است.
علاوه بر کاربرد فیزیکی، شنوا در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه بار معنایی عمیقتری دارد و به عنوان نمادی از هوشیاری، آگاهی درونی و حقپذیری شناخته میشود. تعابیری نظیر «گوش شنوا» یا «دل شنوا» گواه این موضوع هستند که جامعه برای فرد نصیحتپذیر و پندآموز ارزش بالایی قائل است. در نگاه دینی نیز معادل عربی این واژه یعنی «سمیع» بارها به عنوان یکی از صفات برجسته الهی در قرآن کریم ذکر شده است که بر احاطه علمی و شنوایی بیپایان خداوند دلالت دارد.