یعنی چه
عبارت «به آواز درآوردن» یک فعل مرکب فارسی است که به معنای تولید صدا، آهنگ یا نغمهسرایی به کار میرود. این اصطلاح هم برای حنجره انسان و پرندگان (به معنی خواندن و سرودن) و هم برای آلات موسیقی و اشیاء (به معنی نواختن یا به صدا درآوردن جرس و شیپور) استفاده میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، معادل دقیق و سیزدهحرفی این عبارت خودِ «به اواز دراوردن» (بدون همزه) است. بسته به طراح جدول، کلماتی نظیر نواختن، طنینانداز کردن یا سرودن نیز ممکن است به عنوان پاسخ مدنظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، برای اشیاء و سازها از عبارت To make something sound و برای حنجره و صدای انسان از افعالی مانند To intone یا To vocalize استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اگر منظور به صدا درآوردن سازهای موسیقی باشد، فعل «عَزَفَ» دقیقترین گزینه است. برای آوازخوانی و نطق انسانی از «نَطَقَ» و برای مفهوم کلی تولید صدا از ترکیب «إسماع الصّوت» استفاده میشود.
به فارسی
این عبارت یک ترکیب اصیل فارسی است. واژه «آواز» ریشه در زبان پهلوی (āwāz) دارد و با ریشه اوستایی -vac به معنی سخن گفتن پیوند دارد. از کلمات همخانواده آن میتوان به آوا، آوازه، آوازخوان و همآواز اشاره کرد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و سنتی ایران، به آواز درآوردنِ ساز یا مرغان سحرگاهی نمادی از بیدارباش، زنده شدن دلهای مرده، تجلی اسرار غیب و به شور و وجد آوردن کائنات است؛ همانطور که نظامی میگوید: «چو بر زخمه فکند ابریشمِ ساز / درآورد آفرینش را به آواز».
جمعبندی و توضیح کامل به اواز دراوردن
عبارت «به آواز درآوردن» یکی از تعابیر ارزشمند و فصیح زبان فارسی است که ریشههای تاریخی آن به زبان پهلوی بازمیگردد. این فعل مرکب به زیبایی میتواند کاربردی دوگانه داشته باشد؛ از یک سو برای توصیف نغمهسرایی حنجره انسان و پرندگان به کار میرود و از سوی دیگر، طنینانداز شدن سازها و اشیای بیجان را به تصویر میکشد.
در نگاه ادبی و عرفانی، این اصطلاح فراتر از یک پدیده فیزیکی ساده است. شاعران کلاسیک ایران از این تعبیر برای نشان دادن پویایی، بیدارباش معنوی و به شور آمدن کل جهان آفرینش استفاده کردهاند. این کلمه در حقیقت تجلیبخش روح، حرکت و زندگی در کلام فارسی است.