معنی
هخامنشیان نام یک سلسله و امپراتوری ایرانی در دوران باستان (حدود ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) است که توسط کوروش بزرگ پایهگذاری شد و قلمرویی پهناور از هند تا مصر را در بر میگرفت.
یعنی چه
این واژه از نام نیای بزرگ این خاندان یعنی «هخامنش» گرفته شده است. در زبان پارسی باستان، این نام از دو بخش «haxā» به معنی دوست و همراه، و «manah» به معنی منش و اندیشه ترکیب شده و در کل به معنی «دوستمنش» است.
مترادف
در متون تاریخی و بینالمللی، از این واژه با عناوینی همچون شاهنشاهی پارس یا دودمان هخامنش نیز یاد میشود.
متضاد
برای واژههای خاص و نام سلسلههای تاریخی متضاد مستقیم معنایی وجود ندارد، اما حکومتهای سلوکیان و مقدونیان به عنوان جانشینان و سقوطدهندگان این امپراتوری شناخته میشوند.
هم خانواده
کلماتی که با این واژه همریشه هستند همگی به نام جد بزرگ این سلسله یا سبک هنری و معماری آن دوران اشاره دارند.
ریشه
ریشه این واژه به سنگنوشتههای میخی دوران باستان (مانند کتیبه بیستون) برمیگردد که به صورت «Haxāmaniš» (هخامنش) حک شده و با افزودن پسوند جمع و نسبت «یان» به شکل هخامنشیان درآمده است. در زبان یونانی و لاتین نیز به صورت Achaemenidae ثبت شده است.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبانهای خارجی و متون بینالمللی، این سلسله را بیشتر با نامهای ریشه گرفته از تلفظ لاتین و یونانی آن میشناسند.
جمعبندی و توضیح کامل هخامنشیان
هخامنشیان نخستین و یکی از بزرگترین شاهنشاهیهای جهان باستان را در فلات ایران پایهگذاری کردند. این سلسله که توسط کوروش بزرگ تاسیس شد، به دلیل برقراری امنیت، ساخت جادههای مواصلاتی مهم مانند راه شاهی، ایجاد سیستم نظاممند شهربانی (ساتراپی) و احترام به مذهب و فرهنگ اقوام مغلوب در تاریخ جهان شهرت دارد.
نام این دودمان از «هخامنش»، نیا و نیای بزرگ کوروش و داریوش برمیگردد که در لغت به معنای «دارنده منش و اندیشه دوستانه» است. این واژه در سنگنوشتههای میخی بیستون نیز به صراحت ذکر شده است. اگرچه نام هخامنشیان به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما بسیاری از مفسران بزرگ مانند علامه طباطبایی شخصیت «ذوالقرنین» در سوره کهف را با کوروش بزرگ، پادشاه نامدار این سلسله مطابقت دادهاند.
هنر و معماری این دوره که نمادهای برجستهای چون فروهر، شهباز (عقاب طلایی) و نقوش برجسته شیر و گاو در تخت جمشید را در بر میگیرد، نشاندهنده عظمت فرهنگی این امپراتوری ایرانی است که سرانجام پس از دو قرن شکوفایی، با حمله اسکندر مقدونی پایان یافت.