معنی
واژه عربی بَعْث در اصل به معنای به حرکت واداشتن، تحریک کردن و برداشتن مانع از سر راه حرکت است. در کاربرد زبانی، این کلمه به سه معنای اصلی دلالت دارد: فرستادن و گسیل داشتن مأمور یا پیامبر، بیدار کردن از خواب، و زنده کردن مردگان در روز قیامت.
یعنی چه
در بافت کلام، وقتی از بعث سخن میگویید یعنی خارج کردن یک موجود یا جریان از حالت خمودگی، سکون یا مرگ و سوق دادن آن به سمت یک مأموریت، حیات جدید یا بیداری معنوی.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف (مانند مأموریتهای اداری/نظامی یا مباحث عقیدتی و کلامی) میتوانند به جای بعث استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که بر میراندن، بیحرکت نگه داشتن یا متوقف کردن جریان دلالت دارند، به عنوان مفاهیم مخالف بعث شناخته میشوند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه سه حرفی (ب - ع - ث) مشتق شدهاند. توجه شود که واژه «باحث» از ریشه بحث است و همخانواده بعث محسوب نمیشود.
ریشه
این کلمه ریشه در زبان عربی کلاسیک دارد و معنای بنیادی آن «تکان دادن و جابهجا کردن چیزی از جای خود» یا رفع مانع برای شروع حرکت است که بعدها در مفاهیم عالی دینی و عقیدتی توسعه یافته است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه بعث در معنای الهیاتی (معاد) به کار رود یا معنای عمومی (ارسال پیامبر و مأمور)، معادلهای انگلیسی آن تغییر میکند.
جمعبندی و توضیح کامل بعث
واژهٔ «بعث» یکی از کلیدیترین مفاهیم در زبان عربی و فرهنگ اسلامی است که به طور کلی بر مفهوم «حرکت، برانگیختگی و خروج از حالت سکون یا عدم» دلالت دارد. این کلمه در دو قلمرو اصلی کاربرد فراوان دارد؛ نخست در قلمرو هدایت و نبوت که به معنای برانگیختن و فرستادن پیامبران برای هدایت مردم است، و دوم در قلمرو معاد و فرجامشناسی که به زنده شدن مردگان و برخاستن آنها از گورها در روز قیامت اشاره میکند.
در متون قرآنی و روایی، این ریشه جلوهای از قدرت و اراده مطلق الهی است؛ خواه در بیدار کردن انسانها از خواب طولانی، خواه در گسیل داشتن رسولان، و خواه در احیای نهایی بشریت در دادگاه عدل الهی. فهم دقیق این واژه ما را به پیوند عمیق میان بیداری معنوی در این دنیا و بیداری نهایی در جهان آخرت رهنمون میسازد.