یعنی چه
دورباش در اصل صیغه امر از مصدر دور بودن و به معنای «دور شو» است. در اصطلاح تاریخی و ادبی، به نیزه کوچک دو شاخه، طلاکوب یا جواهرنشانی گفته میشد که چاووشان و حاجبان پادشاهان در پیشاپیش مرکب شاه حرکت میدادند تا مردم دور شوند و راه را باز کنند. همچنین به فریاد «دور شو، کور باش» نگهبانان نیز اطلاق میشده است.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «دور» (صفت) و «باش» (فعل امر از بودن) تشکیل شده و در زبان فارسی با ضمه روی حرف دال و سکون روی حروف راء و شین قرائت میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و حل معما، کلمه دورباش به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون چماق تشریفات، چوبدست حاجبان شاهی یا نیزه دوشاخه پادشاهان با تعداد ۶ حرف شناخته میشود.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی، اگر منظور شیء و ابزار تشریفاتی باشد از اصطلاحات حوزه نظامی و سلطنتی قدیم و اگر کاربرد امری آن مد نظر باشد از عبارات هشداردهنده استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بافتار متن، برای اشاره به چوبدستی حاجبان از عبارت عصا التشریفات و برای مفهوم عام بازدارندگی و ایجاد حریم از کلماتی چون حجاب استفاده میکنند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و شعر فارسی، دورباش جلوهای از حشمت، جلال و جبروت سلطنتی است. این واژه نمادی از فاصلهگذاری میان حاکمان و توده مردم و نشاندهنده حریم دستنیافتنی قدرت در نظامهای پادشاهی کهن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دورباش
واژه «دورباش» یکی از اصطلاحات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در ایران باستان دارد و از ترکیب صفت «دور» و فعل امر «باش» ساخته شده است. این واژه در نظام تشریفات دربار پادشاهان گذشته کاربرد عینی داشته و به ابزاری نظیر نیزه دوشاخه یا چوبدستی جواهرنشان گفته میشده که مأموران شاه برای باز کردن راه و دور کردن عامه مردم از آن استفاده میکردند.
این کلمه علاوه بر دلالت بر یک شیء مادی، به مرور زمان وارد ادبیات منظوم و منثور فارسی شد و به عنوان نمادی از قدرت، حشمت و حریم ملوکانه به کار رفت. شاعران بزرگی نظیر نظامی گنجوی در اشعار خود برای توصیف جلال بارگاه سلاطین از این واژه و تصویرسازیهای مرتبط با آن بهره بردهاند.