یعنی چه
استحلال در لغت به معنای حلال شمردن، مباح دانستن و حلال پنداشتن چیزی است که پیش از آن حرام بوده یا گمان به حرمت آن میرفته است. همچنین در عرف جامعه و اصطلاح شرعی، این واژه به وفور در معنای «طلب حلالیت» یعنی درخواست بخشش و حلال کردن حقالناس از فردی دیگر به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت مصدر باب استفعال تلفظ میشود: اِستِحلال (تلفظ فینگلیش: estehlāl).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ واژه «استحلال» یک کلمه ۷ حرفی است. از معادلهای کوتاهتر آن در جدول میتوان به «اباحه» یا «تحلیل» اشاره کرد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی معادلهای متفاوتی دارد؛ برای معنای قانونی و حلال کردن از Legalization، برای حکم به حلال بودن از Deem lawful و برای کاربرد عرفی آن یعنی حلالیت خواستن از تعبیر Seeking forgiveness یا Seeking absolution استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و مصدر باب استفعال از ریشه «ح ل ل» است و در خود زبان عربی نیز به همین صورت با معنای حلال شمردن یا طلب مباح شدن چیزی به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «حلالخواهی»، «طلب حلالیت»، «حلالشماری» و «مباحسازی» است که با توجه به سیاق متن جایگزین آن میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل استحلال
واژه «استحلال» یک واژه با ریشه عربی (از باب استفعال و ریشه ح ل ل) است که وارد زبان فارسی شده و دو کاربرد عمده دارد. در مرتبه اول و از نظر لغوی و فقهی، به معنای حلال دانستن، مباح شمردن و حکم به حلال بودن چیزی است. متضاد دقیق این مفهوم، واژه «تحریم» به معنای حرام کردن یا حرام دانستن است.
در مرتبه دوم و در کاربرد روزمره و عرفی، این کلمه عمدتاً به معنای «طلب حلالیت کردن» به کار میرود؛ یعنی زمانی که فردی از دیگری میخواهد که خطاها یا حقوق ضایعشده او را ببخشد و به اصطلاح مال یا حق خود را بر او حلال کند. این واژه در قرآن کریم به صورت مصدری نیامده، اما همخانوادههای متعدد آن مانند «تُحِلّوا» و «أُحِلَّ» بارها در آیات احکام برای تبیین حلال و حرام استفاده شدهاند.