معنی
واژه جاهل در زبان فارسی به کسی اطلاق میشود که فاقد علم، دانش و آگاهی نسبت به امور است. این کلمه در مقابل «عالم» قرار دارد. در ادبیات و کاربردهای اجتماعی قدیمیتر، گاهی به معنای جوان پرشور، بیباک یا لوطی (در اصطلاح جوان و جاهل) نیز به کار رفته است.
یعنی چه
کلمه جاهل یعنی کسی که عقل و دانش خود را به کار نمیگیرد یا اصولاً از موضوعی بیاطلاع است. در متون اخلاقی، این واژه لزوماً به معنی بیسوادی نیست، بلکه به رفتارهای ناپسند، تعصب و دوری از خردمندی نیز اشاره دارد.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف ادبی و عامیانه به عنوان هممعنی کلمه جاهل استفاده میشوند که همگی بار معنایی دوری از دانش و عقلانیت را دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده افرادی هستند که دارای علم، بینش، خرد و دانایی بوده و در نقطه مقابل فرد جاهل قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی (ج ه ل) اشتقاق یافتهاند و مفهوم نادانی کردن، ندانستن یا خود را به نادانی زدن را در خود دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «جاهل» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «نادان» یا «بیعلم» به کار میرود و دقیقاً چهار حرف دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به سیاق متن، نشاندهنده کسی هستند که اطلاعات کافی ندارد یا از تحصیل و دانش بیبهره است.
جمعبندی و توضیح کامل جاهل
واژه جاهل از ریشه عربی «ج-ه-ل» به معنای نادانی و ناآگاهی وارد زبان فارسی شده است. در معنای اصلی، این کلمه به فردی اشاره دارد که فاقد علم و دانش است و در برابر واژه عالم قرار میگیرد. با این حال، کاربرد این کلمه تنها به بیسوادی محدود نمیشود؛ در ادبیات فارسی و فرهنگ قرآنی، جاهل بار اخلاقی و رفتاری عمیقی دارد و به کسی گفته میشود که تحت تأثیر هوای نفس، تعصب یا غفلت، دست به رفتارهای نابخردانه، زشت و مسخره کردن دیگران میزند.
در ادبیات عامیانه و قدیمی فارسی نیز اصطلاح «جوان و جاهل» به معنای فردی پرشور، بیباک و کمتجربه به کار میرفته است. در فرهنگ عرفانی، جاهل نماد تاریکی و خواب غفلت است، به طوری که در ضربالمثلهای معروف، دوستی با او به دلیل آسیبهای ناخواستهای که وارد میکند، به «دوستی خرس» تشبیه شده است.