معنی
واژهٔ «خیره» در زبان فارسی صفت و قیدی چندمعنایی است. رایجترین کاربرد امروزی آن به معنای نگاهی ثابت، طولانی و بدون پلک زدن به یک نقطه از روی تعجب، تمرکز یا حواسپرتی است. با این حال، در ادبیات و متون کهن به معانی دیگری چون سرگردان، مبهوت، شگفتزده، گستاخ، سرکش، لجوج و حتی بیهوده و بیسبب نیز به کار رفته است.
یعنی چه
وقتی کسی خیره میشود، یعنی توجه یا چشمان او بر یک موضوع قفل شده و دچار تحیر یا جذب کامل شده است. در بافت رفتاری قدیمی نیز به فردی خیره میگفتند که بیپروا، لجباز و سرسخت باشد و به اندرز دیگران توجهی نکند.
مترادف
این واژهها بسته به بافت متن (نگاه کردن، ویژگی اخلاقی یا بیهوده بودن کار) میتوانند جایگزین کلمهٔ خیره شوند.
متضاد
در برابر حیرت و نادانی، واژههای هوشیار و دانا قرار دارند؛ در برابر نگاه خیره، نگاه گذرا و در برابر سرکشی، واژهٔ مطیع متضاد آن است.
هم خانواده
این کلمات همگی از یک ریشه مشتق شده و مفاهیم مربوط به تحیر، نگاه ثابت یا سرکشی را منتقل میکنند.
جمله سازی
در جدول
اگر در جدول با پرسشهایی چون «مات و مبهوت»، «نوعی نگاه ثابت» یا «سرکش و گستاخ» مواجه شدید، پاسخ مدنظر میتواند واژهٔ ۴ حرفی «خیره» باشد.
به انگلیسی
بسته به اینکه مایلید کدام معنای خیره را به انگلیسی برگردانید، واژگان متفاوتی وجود دارد که پرکاربردترین آنها برای نگاه، فعل و صفت Staring است.
جمعبندی و توضیح کامل خیره
واژهٔ «خیره» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در زبانهای ایرانی میانه (پهلوی) دارد. این واژه در سیر تحول خود دستخوش تغییرات معنایی جالبی شده است؛ به طوری که در متون ادبی و کلاسیک فارسی بیشتر در نقش صفت برای افراد سرکش، لجوج (خیرهسر) و یا کارهای بیهوده و بیهدف به کار میرفته، اما در فارسی معاصر، کاربرد غالب آن به شکل ترکیبی با فعل (خیره شدن) و به معنای نگاه مستقیم، ممتد و بدون چشمک زدن است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، نگاه خیره نمادی از تحیر عاشقانه، جذب شدن کامل به زیبایی، یا شوک و شگفتی وصفناپذیر است که ذهن را از حرکت بازمیدارد. همچنین باید توجه داشت که این کلمه با واژهٔ عربی «خِیَرَة» (به معنی حق انتخاب و اختیار) که در قرآن کریم آمده، از نظر ریشه، تلفظ و معنا کاملاً متفاوت است و نباید آنها را با یکدیگر اشتباه گرفت.