یعنی چه
بیفیض صفت مرکبی است برای اشاره به فرد یا موقعیتی که هیچگونه خیر، برکت، فایده یا بخششی در آن وجود ندارد؛ کسی که از رحمت معنوی یا مادی محروم است یا خیرش به کسی نمیرسد.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «بی» (پیشوند نفی فارسی) و «فیض» (واژه عربی) تشکیل شده و به صورت ساکن روی یای اول و فتح بر روی فاء تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول به عنوان هممعنی کلماتی چون بیخیر، بیبرکت یا عقیم به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با سیاق متن از واژههایی که نشاندهنده عدم سودآوری یا محرومیت از فضل و برکت هستند استفاده میشود.
به فارسی
از نظر واژهگزینی و برگردانهای همسنگ در زبان فارسی، این واژه با کلماتی مانند بیخیر، کمبرکت، بینصیب و عقیم همپوشانی کامل دارد. متضادهای آن نیز شامل فیاض، بافیض، فیضبخش و پربرکت است.
در قرآن
ترکیب صفت «بیفیض» در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن یعنی فعل «فاضَ» و مشتقاتش چند بار در آیات به مفاهیمی چون جاری شدن اشک از چشم (آیه ۸۳ سوره مائده) یا گفتگو و ورود در یک بحث (آیه ۶۱ سوره یونس) اشاره دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات عرفانی فارسی، بیفیض نماد زمین شورهزار (زمینی که باران میگیرد اما چیزی نمیرویاند) یا ابر بیباران است که جلوهای از بخل، رکود و محرومیت از رحمتهای معنوی را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل بی فیض
واژه بیفیض یک صفت مرکب اتباعی (فارسی-عربی) است که از ترکیب پیشوند نفی فارسی «بی» و واژه عربی «فیض» به معنای جریان آب، بخشش و فضل شکل گرفته است. این کلمه در زبان فارسی به معنای کسی یا چیزی است که وجودش خیر و نفعی برای دیگران ندارد و از جریان برکت و لطف محروم مانده است.
در ساختار زبان و ادبیات، این کلمه همخانواده واژگانی چون فیاض، افاضه و فیوضات است و معمولاً در مقابل مفاهیم ارزشمندی چون فیضبخش و پربرکت قرار میگیرد. در لغتنامههای مرجع مانند دهخدا و معین، ویژگی بارز امر بیفیض، عقیم بودن و عدم سرایت نیکی آن به محیط پیرامون ذکر شده است.