یعنی چه
در ادبیات عامه و تقویم سنتی ایرانیان، زمستان به دو بخش «چله بزرگ» و «چله کوچک» تقسیم میشود. چله زمستان (یا همان چله بزرگ) یک دورهٔ ۴۰ روزه است که از اول دیماه (بلافاصله پس از شب یلدا) آغاز شده و تا دهم بهمنماه (جشن سده) ادامه دارد. در این بازه زمانی، سرما به اوج خود میرسد. در اصطلاح عامیانه، گاهی به کلّ ساختار چهلروزه و بیستروزهٔ زمستان نیز به اختصار چله میگویند.
تلفظ
این عبارت در زبان عامیانه به صورت «چِلْلِ زِمِسْتُون» [čelle-ye zemestūn] و در ساختار رسمی به صورت «چِلَّه زِمِسْتَان» [čelle-ye zemestān] تلفظ میشود.
در جدول
در جداول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای اوج سرمای زمستان یا بازه چهلروزه سرما، کلماتی نظیر «چله زمستون»، «چله بزرگ» یا «زمهریر» به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Midwinter برای اشاره به روزهای میانی و سرد زمستان و ترکیب Peak of winter برای توصیف اوج و شدت سرما استفاده میشود.
به عربی
در فرهنگ و تقویم سنتی عربی نیز پدیده مشابهی وجود دارد که به این دوره چهلروزه از اوج سرما، «اربعینیة الشتاء» میگویند.
نماد چیست
در باورها و اسطورههای عامیانه ایرانی، چله بزرگ نماد عقل، تجربه و وقار است. در فرهنگ عامه او را برادر بزرگتری میدانند که سرمایی سنگین اما آرام و باوقار ایجاد میکند (در مقایسه با چله کوچک که تند و ناگهانی است). همچنین شب آغازین آن (شب یلدا) نماد پیروزی نور بر ظلمت و میلاد دوباره خورشید تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل چله زمستون
اصطلاح عامیانه و تقویمی «چله زمستون» یادگاری ارزشمند از گاهشماری سنتی و سبک زندگی کشاورزی ایرانیان پاکنهاد است. این واژه ریشه در کلمه کهن پهلوی «چهیل» به معنای عدد ۴۰ دارد و به خوبی نشاندهنده نحوه تقسیمبندی زمان بر اساس تغییرات جوی و نیازهای زیستی در ایران باستان است.
شناخت این آیینها و باورهای اسطورهای مانند تقابل نمادین چله بزرگ و چله کوچک، به ما درک عمیقتری از پیوند انسان ایرانی با طبیعت و ابزارهای بقای او در برابر سختیهای اقلیمی میدهد. این واژگان امروزه نیز به عنوان بخشی از هویت زبانی و فرهنگی ما در گفتوگوهای روزمره و ادبیات شفاهی پابرجا ماندهاند.