یعنی چه
این اصطلاح کنایه از زمانی است که فردی بالاخره راضی میشود کیف پول یا حسابش را برای پرداخت هزینهای (بهویژه هزینهای سنگین، ناگهانی یا خیرخواهانه) باز کند و مایه بگذارد.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت به صورت «dast be kise šodan» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت ۱۲ حرفی به عنوان پاسخ کنایههایی چون «آماده پرداخت پول شدن» یا «سخاوت به خرج دادن» به کار میرود.
به انگلیسی
این عبارات در زبان انگلیسی دقیقاً همان مفهوم کنایی پرداخت پول و باز کردن کیف برای هزینهها را میرسانند.
به عربی
در زبان عربی از تعابیری همچون گشودن کیسه یا بخشش مال برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
در قرآن
کلمهٔ «کیسه» با این لفظ و به عنوان ظرف پول در قرآن کریم ذکر نشده است؛ خودِ اصطلاح یک کنایهٔ عامیانه و اختصاصی زبان فارسی است، هرچند مفاهیمی مادی و اخلاقی مانند انفاق و بخشش مال بارها با واژگانی چون «یُنفِقُونَ» در آیات مطرح شده است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ عامه نمادی از سَخاوت، روی خوش نشان دادن به امور مالی و گاهی اوقات کنایه از تسلیم شدن فرد خسیس در برابر پرداخت یک هزینهٔ ناگزیر است.
جمعبندی و توضیح کامل دست به کیسه شدن
اصطلاح عامیانه و کنایهآمیز «دست به کیسه شدن» یک عبارت کاملاً مادی و مربوط به تبادلات مالی است که ریشه در پوشش و فرهنگ اقتصادی قدیم ایران دارد. در گذشته که سکههای طلا و نقره (مسکوکات) رایج بود، مردم پولهای خود را در کیسههای پارچهای یا چرمی کوچک نگهداری میکردند و آن را به شال کمر یا درون لباس خود میبستند. وقتی کسی میخواست پولی پرداخت کند، مجبور بود «دست به کیسه» ببرد، گره آن را باز کند و سکه خارج کند.
این عبارت امروزه مترادف با مفاهیمی مثل دست به جیب شدن، مایه گذاشتن، خرج کردن و شُل کردن سرِ کیسه است و در نقطهٔ مقابل اصطلاحاتی چون خسیسبازی درآوردن یا ناخنخشکی کردن قرار میگیرد. باید توجه داشت که این اصطلاح با عباراتی نظیر «سرکیسه کردن» (فریب دادن و خالی کردن جیب دیگران) یا «ماستها را کیسه کردن» (ترسیدن و عقبنشینی) کاملاً متفاوت است و صرفاً به رفتارِ خرج کردن خودِ فرد اشاره دارد.