یعنی چه
این واژه در روابط اجتماعی قدیم به معنای برده ساختن و سلب آزادی اختیار از یک فرد است. در ادبیات عرفانی و عاشقانه نیز به معنای شیفته، دلباخته و فرمانبردار محض کردن کسی در برابر معشوق یا معبود به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این مصدر مرکب به صورت [بَندِه گِرِفتَن] است که از دو واژه بنده و گرفتن تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات و جداول شرح در متن، پاسخ این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن مادی یا ادبی، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
به عربی
در متون کهن و فقهی عربی، این واژگان دقیقاً هممعنی بنده گرفتن هستند.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی آن شامل بنده کردن، رام کردن و مطیع ساختن است. متضاد آن آزاد کردن یا اِعتاق (بنده آزاد کردن) میباشد. همخانوادههای آن بندگی، بندگان و بندهپرور هستند و ریشه آن از واژه ایرانی باستان bandaka میآید.
در قرآن
خود عبارت فارسی در قرآن نیست، اما مفهوم آن ذکر شده است؛ مانند آیه ۲۲ سوره شعرا که فرعون خطاب به موسی میگوید: «وَتِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرَائِیلَ» (و این نعمتی است که منتش را بر من میگذاری که بنیاسرائیل را بنده خود ساختی؟)
جمعبندی و توضیح کامل بنده گرفتن
واژه ترکیبی «بنده گرفتن» یا به بندگی گرفتن، یک مصدر مرکب اصیل در زبان فارسی است که در گذشته کاربردی حقوقی و اجتماعی داشته و به معنای سلب آزادی فردی، اسیر کردن و غلام یا کنیز خود قرار دادن دیگران بوده است. این مفهوم در زبان عربی با واژگانی چون استعباد و استرقاق همسنگ است و در قرآن کریم نیز در سرگذشت فرعون و بنیاسرائیل به این رفتار ظالمانه اشاره شده است.
با این حال، در سیر تطور زبان و رسوخ این کلمه به ادبیات و عرفان فارسی، بار معنایی آن دگرگون شد. در اشعار عاشقانه و متون عرفانی، بنده گرفتن دیگر نشانه ستمگری نیست، بلکه نماد دلربایی معشوق و تسلیم محض شدن اختیار و دلِ عاشق در برابر زیبایی و عظمت معشوق (چه زمینی و چه الهی) به شمار میرود.