یعنی چه
عبارت «فاقد البصر» در لغت به معنای فاقدِ چشم یا محروم از بینایی است. این اصطلاح برای اشاره به افرادی به کار میرود که به طور کامل یا جزئی توانایی دیدن را ندارند و در ادبیات معاصر و محترمانه، از آنها با عنوان «روشندل» نیز یاد میشود.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب عربی در زبان فارسی به صورت «فاقِدُلبَصَر» است که در آن همزهٔ «البصر» ساقط شده و لامِ تعریف به صورت ساکن به حرف دال متصل میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فاقد البصر»، کلمهٔ اصلی خود یک ترکیب ۹ حرفی است. همچنین کلمات هممعنی کوچکتر مانند اعمی، ضریر، مکفوف و کور نیز کاربرد فراوانی دارند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای فرد فاقد البصر واژه Blind است. در اصطلاحات رسمی و پزشکی نیز از عبارت Visually impaired برای توصیف افرادی که دچار آسیب یا محدودیت در بینایی هستند استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که خود این ترکیب ریشه عربی دارد، در زبان عربی برای اشاره به این مفهوم از واژگان اصیل و مفردی مانند أعمى، ضرير و کفیف استفاده میکنند که هرکدام بار معنایی و کاربرد خاص خود را در متون کهن و معاصر دارند.
به فارسی
در زبان فارسی معادلهای دقیق و مستقیمی برای این ترکیب وجود دارد. واژه «نابینا» رایجترین و استانداردترین معادل است، در حالی که «روشندل» تعبیری محترمانه و «کور» واژهای کهن و عامیانه برای این مفهوم به شمار میرود.
در قرآن
عین ترکیب اضافی «فاقد البصر» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، کلمات همریشه و هممعنی آن بسیار دیده میشوند. برای مثال، قرآن برای اشاره به فرد نابینا از کلمه «أعمی» (مانند آیه اول سوره عبس: أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى) استفاده کرده و همچنین مفهوم کنترل نگاه را با عبارت «غض بصر» بیان نموده است.
جمعبندی و توضیح کامل فاقد البصر
ترکیب «فاقد البصر» یک اصطلاح عربیتبار و عاریهای در زبان فارسی است که از دو جزء «فاقد» (به معنی از دست دهنده یا فاقد بودن از ریشه فقد) و «البصر» (به معنی چشم و بینایی از ریشه بصر) تشکیل شده است. این عبارت در زبان فارسی کاملاً معنای صفت فاعلی یا موصوفی به خود گرفته و به عنوان همنشین کلماتی چون نابینا، ضریر و روشندل شناخته میشود. در فرهنگ معاصر، «عصای سفید» به عنوان نماد بینالمللی برای شناسایی و حمایت از افراد فاقد البصر در جوامع معرفی شده است.
از منظر فرهنگی و اخلاقی، در متون کهن و احادیث اسلامی تمایز ظریفی میان نقص در بینایی چشم و نقص در بینش درونی وجود دارد؛ به طوری که در روایات تأکید شده «فقد البصر» (نابینایی چشم سر) به مراتب آسانتر و کمزیانتر از «فقد البصیره» (نابینایی دل و نداشتن درک معنوی) است. این اصطلاح امروزه بیشتر در متون رسمی، ادبی و فقهی کاربرد دارد و در زبان روزمره مردم جای خود را به واژگانی چون نابینا یا روشندل داده است.