معنی
در لغتنامههای معتبر فارسی و عربی، بَشَر به معنای انسان و بنیآدم است. این واژه اسم جنس است و در زبان فارسی و عربی برای مفرد، جمع، مؤنث و مذکر به صورت یکسان به کار میرود.
یعنی چه
بشر در ریشهٔ لغوی به معنای ظاهر پوست بدن (بَشَره) است. دلیل نامگذاری انسان به بشر این است که برخلاف سایر جانداران، پوست بدنش آشکار است و با پشم، مو یا کرک ضخیم پوشانده نشده است. در اصطلاح، این واژه بیشتر به جنبههای مادی، جسمانی و بیولوژیکی انسان اشاره دارد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف به جای بشر استفاده میشوند و همگی به نوع انسان اشاره دارند.
متضاد
واژهٔ بشر از دیدگاه مادی و ظاهری در تقابل با حیوانات و وحوش قرار میگیرد و از دیدگاه عرفانی و ناسوتی، در برابر ملائکه و فرشتگان (موجودات مجرد و غیرمادی) تعریف میشود.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشهٔ ثلاثی مجرد (ب ش ر) مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون پوست، آشکار شدن و شادمانی (مژده دادن) پیوند دارند.
ریشه
ریشهٔ این واژه عربی است و در اصل به معنای ظاهر پوست بدن انسان (بَشَرة) به کار میرفته که بعدها با توسعهٔ معنایی، به خودِ موجودِ دارای این ویژگی یعنی انسان اطلاق شده است.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای کلمهٔ «بشر» در جدول، خود واژهٔ ۳ حرفی «بشر» یا معادلهای آن مانند «انسان» و «آدمی» است.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای واژهٔ بشر شامل Human (به اعتبار ویژگیهای زیستی و انسانی) و Mankind (به اعتبار نوع و کل جامعهٔ بشری) است.
جمعبندی و توضیح کامل بشر
واژهٔ «بشر» از ریشههای اصیل عربی است که وارد زبان فارسی شده و به معنای نوع انسان و آدمیان به کار میرود. این کلمه از نظر لغوی با مفهوم «بَشَره» یا همان ظاهر پوست بدن در ارتباط است؛ چرا که انسان برخلاف سایر جانداران، پوستی نمایان و بدون پوشش ضخیم نظیر پشم و کرک دارد. در فرهنگ معارف و متون کهن، بشر اصطلاحاً به بعد مادی، جسمانی و زمینی آفرینش انسان اشاره میکند.
این واژه در قرآن کریم نیز دهها بار تکرار شده و اغلب در بافتهایی به کار رفته که بر ویژگیهای بیولوژیکی و جنبههای مادی انسانها (مانند غذا خوردن و راه رفتن) یا در تقابل با موجودات غیرمادی مثل فرشتگان تأکید دارد؛ برای نمونه میتوان به عباراتی چون «ابوالبشر» برای حضرت آدم (ع) به عنوان نماد آغاز آفرینش خاکی، و «خیرالبشر» برای پیامبر اسلام (ص) به عنوان کاملترینِ انسانها اشاره کرد.
در ادبیات و عرفان فارسی، بشر معمولاً نماد «مرتبهٔ ناسوتی» یا همان جهان ماده و جثهٔ خاکی است. این کلمه در ساختار دستوری اسم جنس محسوب میشود، به این معنی که برای اشاره به یک فرد یا کل جامعهٔ انسانی، و همچنین برای جنسیت مؤنث و مذکر به طور یکسان و بدون تغییر فرم به کار میرود.