یعنی چه
القمزه واژهای با ریشه عربی است که به توده یا مقدار فشردهای از یک ماده (به ویژه خرما) که به اندازه یک مشت باشد، اشاره دارد. همچنین در گیاهشناسی سنتی عرب، به شکوفه، غنچه یا غلاف محافظی که دانه گیاه در آن قرار میگیرد نیز القمزه میگویند.
تلفظ
این کلمه با فتح الف و لام، ضم قاف، سکون میم و فتح زاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه به عنوان طراح سوال برای مفاهیمی چون «یک مشت خرما» یا «غلاف دانه گیاه» کاربرد دارد و دقیقا ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، معادلهای انگلیسی آن برای مفهوم اول شامل توده یا مشت فشرده، و برای مفهوم دوم شامل غنچه و شکوفه است.
به ترکی
برای این واژه عربی، معادل مستقیم، دقیق و رایجی در فرهنگهای لغت ترکی ثبت نشده است و معمولاً از توصیف مفاهیم آن استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، معادل مستقیمی که تکواژهای باشد برای آن وجود ندارد؛ اما میتوان آن را به «مشتِ خرما»، «توده فشرده» یا «شکوفه نوبربار» برگرداند.
نماد چیست
القمزه یک واژه توصیفی و لغوی محض در زبان عربی است و در تاریخ، اسطورهشناسی یا فرهنگ عامه نماد مفهوم خاصی به شمار نمیرود.
جمعبندی و توضیح کامل القمزه
واژه «القمزه» یک اسم و مصدر با ریشه اصیل عربی (از ماده قمز) است که همراه با الف و لام تعریف وارد مباحث لغوی شده است. این کلمه در فرهنگهای معتبر لغتشناسی مانند دهخدا و اقرب الموارد، دارای دو معنای محوری است؛ نخست به معنای پاره یا تودهای از خرمای فشردهشده که به اندازه یک مشت انسان باشد، و دوم به معنای غلاف، غنچه یا شکوفه گیاهان که دانهها را در خود حفظ میکند.
از نظر ساختار کلمهای، القمزه یک واژه ۶ حرفی است که بیشترین کاربرد مدرن آن در طرح سوالات جدولهای کلمات متقاطع و مسابقات ادبی است. این کلمه در متن قرآن کریم به کار نرفته و فاقد هرگونه بار معنایی استعاری یا نمادین در فرهنگهای عربی و فارسی است. همخانوادههای آن شامل کلماتی چون قمز، قامز و مقموز هستند که همگی به نوعی مفهوم جمع کردن یا توده کردن را درون خود دارند.