یعنی چه
«مکاشحت گذاشتن» به معنای آشکار کردن کینهٔ دیرینه، برهنه کردن شمشیر خصومت و پایهگذاری یک دشمنی علنی است. واژهٔ مکاشحت از ریشهای به معنی پنهان کردن کینه در پهلو میآید، اما در باب مفاعله و همراه با مصدر «گذاشتن»، به معنای به راه انداختن و بروز دادن یک دشمنی و عداوت آشکار کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت مُکاشَحَت گُذاشتَن است که در آن حرف «ش» و «ح» دارای فتحه هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این واژه میتوان از عباراتی که به خصومت علنی و عداوت اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
این ترکیب خود ریشه در زبان عربی دارد و معادلهای آن در باب مفاعله نشاندهندهٔ طرفینِ یک جریان خصومتآمیز است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و واژگان هممعنی آن شامل دشمنی آشکار، کینهتوزی، مخاصمت، عداوت، منازعه و مکافحت (به معنی رویارویی و جنگ) است. متضاد آن نیز واژههایی چون مصالحت، مناصحت و دوستی است.
در قرآن
عبارت «مکاشحت» یا مشتقات باب مفاعله از این ریشه در متن قرآن کریم یافت نمیشود؛ هرچند برخی همریشههای آن در احادیث به کار رفتهاند. همچنین نباید این واژه را با «مکاشفت/مکاشفه» از ریشه کشف به معنی شهود عرفانی اشتباه گرفت.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کهن سنتی، این اصطلاح نمادی است از بیرون افتادن کینههای پنهان از پرده، آغاز جنگ رو در رو و خاتمه یافتن صلح یا تظاهر به دوستی.
جمعبندی و توضیح کامل مکاشحت گذاشتن
عبارت «مکاشحت گذاشتن» یک ترکیب کنایی و ادبی در زبان فارسی است که از واژهٔ عربی «مکاشحة» (از ریشه کشح) و مصدر فارسی «گذاشتن» به معنای بنیاد نهادن تشکیل شده است. این اصطلاح در متون کلاسیک و کهن ادب فارسی نظیر مرزباننامه، نشاندهندهٔ به راه انداختن یک جریان عداوت، ابراز خصومت علنی و تبدیل گلهمندیهای پنهان به یک جنگ و رویارویی آشکار (مکافحت) است.
نکتهٔ حائز اهمیت در بررسی این واژه، تمایز دقیق املایی و معنایی آن با واژهٔ «مکاشفت» یا «مکاشفه» است؛ در حالی که مکاشفه در متون دینی و عرفانی به معنی کشف شهود و حقایق غیبی است، مکاشحت کاملاً بار معنایی منفی داشته و به کینهتوزی عمیق اشاره دارد. ریشهٔ این واژه به تهیگاه یا پهلو (کشح) بازمیگردد، چرا که در باور قدمای عرب، انسان کینهٔ خود را در پهلوی خود پنهان میکند و مکاشحت یعنی باز کردن این راز و آشکار نمودن آن عداوت پنهانی.