یعنی چه
واپس افکندن در لغت به معنای عقب انداختن، معطل کردن و به تعویق انداختن کارها است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد انجام کاری را بدون دلیل موجه به آینده موکول میکند و به اصطلاح دچار تسویف و امروز و فردا کردن میشود.
تنزلوف
تلفظ این واژه به صورت [واپَس اَفکَندَن] است که از دو بخش «واپس» (به معنی عقب) و «افکندن» (به معنی انداختن) تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این ترکیب با توجه به تعداد حروف، خودِ «واپس افکندن» یا معادلهایی چون تأخیر و تعویق است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از افعالی که دلالت بر تعویق انداختن کارهای واجب دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم واپس افکندن بیشتر با واژه تسویف شناخته میشود که نکوهش شده است.
به فارسی
از معادلها و مترادفهای این واژه در زبان فارسی میتوان به پسانداختن، درنگی کردن، عهده به تعویق سپردن و اهمال اشاره کرد. متضاد آن نیز پیش انداختن و شتاب کردن است.
نماد چیست
این واژه به عنوان یک مصدر سنتی نماد تصویریِ ثبتشدهای در فرهنگ قدیم ندارد؛ اما در روانشناسی مدرن، نمادهایی مانند ساعت شنی متوقفشده نشاندهنده تعویق کارها یا Procrastination هستند.
جمعبندی و توضیح کامل واپس افکندن
واژه واپس افکندن یک مصدر مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از دو بخش «واپس» به معنای عقب و پشت، و «افکندن» به معنای انداختن تشکیل شده است. این واژه در متون کهن فارسی به وفور استفاده شده و به معنای درنگی کردن، معطل کردن و امروز و فردا کردن در کارها است.
این واژه کاملاً ریشه پارسی دارد و معادل دقیق مفهوم «تسویف» در زبان عربی و «Procrastination» در زبان انگلیسی است. در ابعاد اخلاقی و روانشناسی، این رفتار به معنای به تعویق انداختن امور و تنبلی تلقی میشود که عواقب منفی به همراه دارد.