معنی
واژهٔ صخر در اصل یک کلمهٔ عربی است که وارد زبان فارسی شده و به معنای تکه سنگهای بسیار بزرگ، محکم و نفوذناپذیر است که در طبیعت و کوهستانها دیده میشود. واحد تکواژ آن «صخرة» است.
یعنی چه
این واژه برای توصیف سنگهای عظیمی به کار میرود که به راحتی خرد نمیشوند و پایداری بالایی دارند. در زبان عامه و ادبیات، به هر نوع جرم سنگی بزرگ و غیرقابل تکان خوردن، صخر یا صخره میگویند.
مترادف
این کلمات همگی به مفهوم سنگهای بزرگ، سخت و با ابعاد عظیم اشاره دارند.
متضاد
در معنای فیزیکی و مفهومی، ذرات نرم و خرد شده زمین مانند خاک و ماسه در مقابل سنگ سخت و یکپارچه قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ص - خ - ر) مشتق شدهاند. توجه شود که واژههایی مثل تسخیر و مسخر از ریشه (س - خ - ر) هستند و همخانواده صخر محسوب نمیشوند.
ریشه
واژه صخر ریشه در زبان عربی دارد و به معنای جرم سنگی بزرگ و سخت است. زمینهای سنگلاخی را نیز در این زبان «مکان صخر» مینامند.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم بسته به اندازه و نوع سنگ، بیشتر از واژههای Rock و Boulder استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل صخر
واژه «صخر» که در اصل از ریشه عربی وارد زبان و ادبیات فارسی شده است، به معنای سنگهای بسیار بزرگ، محکم و نفوذناپذیر در دل طبیعت است. این کلمه در قرآن کریم نیز دقیقاً ۳ بار (در سورههای لقمان، کهف و فجر) به کار رفته که به مفاهیمی چون پنهان شدن عمل انسان در دل صخره، پناهگاه موسی (ع) و هنر معماری قوم ثمود در بریدن سنگهای سخت کوهستان اشاره دارد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، صخر و شکل رایجتر آن یعنی صخره، نماد بارز استواری، سرسختی، مقاومت پا بر جا و گاهی بیاحساسی و انعطافناپذیری است. همچنین در تاریخ و فرهنگ اسلامی، «صخرهٔ بیتالمقدس» که در محل مسجد صخره قرار دارد، از جایگاه مذهبی و قداست ویژهای برخوردار است.