یعنی چه
این اصطلاح کنایی در زبان فارسی به سه معنای عمده به کار میرود: نخست، پناه بردن، متوسل شدن و قرار گرفتن در حمایت یا آغوش کسی برای نجات و کسب آرامش. دوم، گرفتار، دچار و مبتلا شدن به یک وضعیت، جریان یا طرز تفکر خاص (مانند به دامن تفکرات انحرافی افتادن). سوم، در ادبیات کهن گاهی به معنای نصیب شدن، منتقل شدن یا اصابت کردن حالت و احساسی از کسی به دیگری استفاده شده است.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت ترکیبی به صورت «دَر دامان اِفتادَن» است که در گفتار روزمره معمولاً به صورت «در دامن افتادن» ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ این راهنما دقیقاً واژه ۱۲ حرفی «در دامن افتادن» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و معنای مدنظر (پناه بردن یا گرفتار شدن)، عبارات فوق نزدیکترین معادلهای انگلیسی هستند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم پناه جویی از الالتجاء و برای مفهوم گرفتار شدن از الوقوع فی براثن استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، «دامن» نماد تسلیم، خواهش، پناهگاه، عفو و شفقت است. وقتی کسی «در دامن دیگری میافتد»، دامن نشاندهندهٔ آغوش امنِ مادرانه یا سایهٔ حمایتگرِ یک بزرگتر یا معشوق است که شخص خود را کاملاً به او میسپارد تا ایمن شود.
جمعبندی و توضیح کامل در دامن افتادن
اصطلاح کنایی و فصیح «در دامن افتادن» (یا به دامن افتادن) یکی از ترکیبات زیبای زبان فارسی است که ریشه در ادبیات کلاسیک و کهن ما دارد. واژه دامن در زبانهای ایرانی باستان به معنای پیوند بوده، اما در فارسی دری به بخش پایینی جامه یا دامنه کوه اطلاق شده که در فرهنگ عامه همواره نماد پناه، دستگیری و شفقت است.
این عبارت بسته به کاربرد آن در متن، میتواند بار معنایی مثبت یا منفی داشته باشد؛ از یک سو به معنای متوسل شدن و پناه بردن به آغوش امن مادی و معنوی برای کسب آرامش است و از سوی دیگر، کنایه از گرفتار شدن، لغزیدن و مبتلا شدن به یک جریان فکری یا وضعیت ناخوشایند است که گریبانگیر فرد میشود.