یعنی چه
بلشاصر یک اسم خاص تاریخی با ریشه آکدی/بابلی باستان است. این نام از دو بخش تشکیل شده که بخش اول اشاره به «بِل» (یکی از خدایان اصلی بابل) دارد و در کل به معنای دعایی برای محافظت و حفظ بقای پادشاه است. او ولیعهد، بزرگترین پسر و نایبالسلطنه نبونعید (آخرین پادشاه امپراتوری بابل نو) بود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت [بَلْشاصَر] تلفظ میشود. ریشه اصلی آن در کتیبههای میخی به صورت بِل-شار-اوصور (Bēl-šar-uṣur) بوده که از طریق متن عبری کتاب دانیال در عهد عتیق، با فصاحت معرب به شکل بلشاصر وارد زبان فارسی شده است.
در جدول
در کتب راهنمای حل جدول، برای پرسشهایی نظیر «آخرین فرمانروای بابل»، «ولیعهد مقتول بابل همزمان با کوروش بزرگ» یا «صاحب ضیافت معروف غفلت در عهد عتیق»، پاسخ دقیق «بلشاصر» است.
به انگلیسی
در متون انگلیسی و غربی علاوه بر نام اصلی Belshazzar، گاهی از معادل ریشهشناختی یونانی آن یعنی Balthazar نیز برای اشاره به این شخصیت یا مفاهیم نمادین مرتبط با او استفاده میشود.
به عربی
این نام در متون تاریخی، ترجمههای کتاب مقدس و تفاسیر عربی با تشدید بر روی حرف صاد و به صورت بَلْشَاصَّر ثبت شده است.
به فارسی
از آنجا که بلشاصر یک اسم علم (نام خاص شخصیت تاریخی) است، متضاد یا مترادف مستقیم در واژگان فارسی ندارد؛ اما از نظر تبارشناسی واژگان سامی، بخش اول آن یعنی «بل» با واژه «بعل» (خداوندگار/سرور) و بخش «شار» با کلمه «شاه» یا «سر» (رئیس) در زبانهای هندواروپایی و سامی همریشه است.
در قرآن
در متن قرآن کریم و حتی در تفاسیر معتبر اسلامی، نامی از بلشاصر برده نشده است. داستانهای مرتبط با پادشاهان باستان بابل در قرآن عمدتاً پیرامون شخصیتهایی چون «بختنصر» (نبوکدنصر) یا «نمرود» میچرخد و ماجرای سقوط او اشارهای در قرآن ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بلشاصر
بلشاصر پادشاه رسمی بابل نبود، بلکه به عنوان ولیعهد و نایبالسلطنه پدرش (نبونعید) بر امپراتوری بابل نو حکمرانی میکرد. دوره فرمانروایی مشترک او سرانجام در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، همزمان با ورود ارتش کوروش بزرگ هخامنشی به بابل و سقوط این امپراتوری کهنسال، با کشته شدن او به پایان رسید.
در فرهنگ، ادبیات و هنر جهان (به ویژه در غرب)، نام بلشاصر آمیخته با نمادگرایی عمیقی است. او مظهر غرور بیجا، کفرگویی و غفلتِ پیش از سقوط شناخته میشود. این نمادگرایی از داستان معروف «ضیافت بلشاصر» در کتاب دانیال عهد عتیق نشأت میگیرد؛ جایی که او دستور داد در جامهای مقدسی که از معبد اورشلیم غارت شده بود شراب بنوشند و در همان حال، دستی غیبی بر دیوار قصر نوشتاری مرموز حک کرد که پیامآور نابودی ناگهانی حکومت او بود. اصطلاح معروف انگلیسی «The writing on the wall» (نشانههای پایان/سقوط) از همین رویداد سرچشمه میگیرد.