یعنی چه
این عبارت در ادبیات کلاسیک و فارسی کهن به معنی مجروح شدن، جراحت برداشتن و آسیب دیدن جسمی به کار میرفته است؛ اما در سیر تحول زبان فارسی امروزی، معنای آن تغییر کرده و به معنای کوفته شدن، از پا افتادن و احساس ماندگی بر اثر کار و فعالیت زیاد استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت فتحة خاء، سکون سین، فتحة تاء و در ادامه فتحة گاف، سکون شین و فتحة تاء در فعل گشتن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و راهنمای سؤال، معادلهای ۸ حرفی مانند «خسته گشتن» یا «مانده شدن» و معادلهای دیگر نظیر «مجروح شدن» به کار میروند.
به انگلیسی
برای انتقال معنای امروزی از افعال مربوط به فرسودگی و برای معنای کهن از افعال مربوط به جراحت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با کاربرد زمان متن، ریشههای «تعب» برای ماندگی و «جرح» برای مصدومیت به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه اول بیانگر خستگی ناشی از کار و واژه دوم به معنی زخمی شدن است.
جمعبندی و توضیح کامل خسته گشتن
عبارت «خسته گشتن» یکی از نمونههای جذاب تحول معنایی در زبان فارسی است. این ترکیب فعلی که از ریشه پهلوی و ایران باستان مشتق شده، در اشعار کهن و متون اصیل مانند شاهنامه فردوسی دقیقاً به معنای مجروح شدن و آسیب دیدن با سلاح در میدان جنگ بوده است.
با گذشت زمان و در زبان فارسی معاصر، معنای حسی و فیزیکی جراحت جای خود را به مفهوم انتزاعیترِ کاهش انرژی و کوفتگی ناشی از فعالیت داده است؛ به طوری که امروزه وقتی این اصطلاح یا مشتقات آن را به کار میبریم، تنها مفهوم بیرمق شدن و نیاز به استراحت را متبادر میسازد.