معنی
در لغت به معنای رویگردانی، بیمیلی و بیاعتنایی به چیزی به دلیل حقیر و کوچک شمردن آن است. در اصطلاح اخلاقی و دینی، به پرهیزکاری، سادهزیستی آگاهانه و عدم وابستگی به جلوههای مادی دنیا اشاره دارد.
یعنی چه
زهد یعنی انسان با وجود داشتن دسترسی به مادیات، ثروت و مقام، قلب خود را به آنها وابسته نکند و با سادهزیستی، توجه اصلی خود را معطوف به امور معنوی، آخرت و پاکی درون سازد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ز ه د» (زَهَدَ / زُهْد) گرفته شده است که در معنای لغوی به اعراض کردن، ترک کردن، بیرغبت شدن نسبت به چیزی، کم بودن یا اندازه کردن چیزی به قدر کفایت (مانند زهید به معنای اندک) به کار میرود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه «زهد» به عنوان پاسخ واژههایی چون پارسایی، پرهیزگاری و پاکدامنی شناخته میشود و دقیقاً دارای ۳ حرف است.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل زهد
واژه «زهد» یکی از مفاهیم کلیدی و محوری در اخلاق اسلامی، عرفان و ادبیات فارسی است. این مفهوم برخلاف تصور رایج، به معنای فقر اجباری یا گوشهنشینیِ محض نیست؛ بلکه به یک انتخاب آگاهانه اشاره دارد که در آن فرد با وجود توانایی بهرهمندی از تجملات دنیوی، از دلبستگی به مادیات، ثروت و مقام دوری میگزیند تا به خلوص نیت و قرب الهی دست یابد.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، ریشه این واژه تداعیگر بیرغبتی به امور ناپایدار است؛ چنانکه مشتق آن در سوره یوسف به معنای بیاعتنایی خریداران به حضرت یوسف آمده است. با این حال، مفهوم اصطلاحی آن در قالب عدم دلبستگی به آمد و شدِ دنیا و داشتهها توصیف میشود. نمادهای فرهنگی آن در ادبیات شامل خرقه، سجاده و تسبیح است، اما نماد حقیقی آن قلبی آزاد از بند تعلقات مادی است.