یعنی چه
این واژه برای اشاره به هر چیزی به کار میرود که دچار دگرگونی منفی، خرابی یا انحراف شده باشد؛ اعم از مواد غذایی (گندیده)، اخلاق و عقیده (منحرف) یا قوانین و قراردادها (باطل).
مترادف
واژههای فوق بسته به متن (مادی، اخلاقی، حقوقی یا اجتماعی) میتوانند به جای فاسد قرار گیرند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده تندرستی، درستی، پایداری و حرکت در مسیر صحیح و طبیعی هستند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه ثلاثی عربی «ف س د» مشتق شدهاند.
تلفظ
تلفظ این واژه با فای کشیده (فا)، سین مکسور (سِ) و دال ساکن صورت میگیرد.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف طراح، میتوانید از واژه فاسد یا مترادفهای چهار حرفی آن مانند تباه و خراب استفاده کنید.
به انگلیسی
زبان انگلیسی بر اساس بستر کاربرد (مادی، معنوی یا حقوقی) واژگان متفاوتی را برای این مفهوم دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و با همین ساختار و ریشه در زبان مبدأ به وفور استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشیای خراب از Bozuk و برای انحرافات اخلاقی از Yozlaşmış استفاده میکنند.
به فارسی
برگردانهای اصیل و سرهٔ این واژه در زبان فارسی شامل تباه، خراب و گندیده است که بسته به جاندار یا بیجان بودن موصوف، به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل فاسد
واژه «فاسد» یک اسم فاعل از ریشه ثلاثی عربی «فسد» است که به طور گسترده وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در اصطلاح به هر چیزی اطلاق میشود که از حالت طبیعی، اعتدال، سلامت یا درستی خود خارج شده باشد. قلمرو کاربرد این واژه بسیار وسیع است؛ به طوری که هم در دنیای مادی برای مواد غذایی گندیده و اشیای پوسیده به کار میرود و هم در مفاهیم انتزاعی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی برای توصیف افراد منحرف، سیستمهای اداری ناکارآمد و قوانین باطلشده استفاده میشود.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، ریشه این واژه نزدیک به ۵۰ بار تکرار شده و مفهومی در برابر «صلاح» (درستی و پاکی) دارد. نماد فرهنگی آن در جامعه معمولاً زنگار، دود یا میوه گندیدهای است که میتواند خرابی را به سایر اجزا سرایت دهد. این واژه در زبان فارسی با کلماتی چون تباه و خراب همپوشانی معنایی کاملی دارد.