یعنی چه
واژه «سخفه» در لغت به دو معنای اصلی به کار میرود؛ نخست به جنبههای ذهنی و روانشناختی اشاره دارد که شامل کمخردی، سفاهت، رقت عقل و سستی در اندیشه و تصمیمگیری است. در معنای دوم، این واژه پدیدهای جسمانی را توصیف میکند و به معنای لاغری، ناتوانی و ضعفی است که بر اثر گرسنگی بسیار شدید به انسان عارض میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت سُخْفَة (با ضمه روی حرف سین و سکون روی حرف خاء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای نشانه «کمعقلی و سبکمغزی» یا «سستی رای»، واژه ۴ حرفی «سخفه» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه مفاهیمی چون سبکسری، نادانی و ضعف قوای ذهنی را منتقل میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم از کلماتی که بار معنایی بلاهت و ابله بودن را دارند استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون کمعقلی، سبکمغزی، سفاهت، ابلهی و بلاهت در بعد فکری، و رنجوری یا لاغری ناشی از گرسنگی در بعد جسمانی است.
نماد چیست
سخفه نمایانگر یک ویژگی رفتاری، فکری یا وضعیت جسمانی (سستی عقل یا بدن) است؛ از این رو، دارای نماد مادی، اسطورهای یا باستانی مشخصی در تاریخ نیست.
جمعبندی و توضیح کامل سخفه
واژه «سخفه» ریشه در زبان عربی (ثلاثی مجرد س خ ف) دارد و معنای اصلی آن به نازک بودن، سست بودن و سبک بودن بازمیگردد. این واژه در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و المنجد به دو پدیده کاملاً متمایز اشاره میکند؛ یکی نقص در نظام فکری و عقلانی انسان که به صورت سبکمغزی، سفاهت و کمعقلی جلوهگر میشود، و دیگری نقصی در ساختار جسمانی که به شکل لاغری مفرط و ضعف ناشی از گرسنگی مفرط خود را نشان میدهد.
اگرچه این کلمه و مشتقات همخانواده آن مانند سخیف، سخافت و اسخف در قرآن کریم به کار نرفتهاند، اما کاربرد فصیح آن در احادیث و مکتوبات تاریخی مشهود است؛ به عنوان نمونه در نهجالبلاغه عبارت «أَسْخَفِ حالاتِ الْوُلاةِ» به معنای سستترین و بیارزشترین حالات زمامداران آمده است. در کل، این واژه بیانی ادیبانه برای توصیف سستی، چه در اندیشه و چه در بنیه بدنی است.