یعنی چه
ظهور در لغت به معنای پیدا شدن، هویدا گشتن، تجلی و بروز است. این واژه زمانی به کار میرود که امر یا شخص پنهانی، از خفا خارج شده و بر همگان عیان و آشکار گردد.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت ضمه روی حرف اول (ظُ) و سکون روی سایر حروف به صورت «ظُهور» (zu-hūr) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ عبارت «کلمه ی ظهور» خود این ترکیب با ۹ حرف است. همچنین معادلهای آن مانند پیدایش، بروز و تجلی نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن از واژههای فوق برای رساندن مفهوم ظهور استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در این زبان به عنوان اسم مصدر و مترادفهایی چون بروز و تجلی شناخته میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره فارسی برای این واژه شامل پدیدایی، پیدایش، رخنمایی، هویدا شدن و برآمدن است.
در قرآن
خود واژه «ظهور» به صورت این مصدر سه حرفی در قرآن نیامده است، اما مشتقات ریشه (ظ هـ ر) ۵۹ بار به کار رفتهاند که در دو معنای کلی «آشکار شدن و غلبه یافتن» (مانند آیه ۲۸ سوره فتح لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ) و «پشت و مراکب» (مانند ظهورکم) استفاده شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه ی ظهور
واژه ظهور یک مفهوم اصیل لغوی و عقیدتی است که در اصل به معنای واسطهزدایی از امر پنهان و آشکار شدن کامل آن در برابر دیدگان است. این کلمه از ریشه عربی «ظهر» گرفته شده و نقیض مفاهیمی چون غیبت، خفا و بطون به شمار میرود. در ادبیات فارسی و عرفانی، این کلمه دلالت بر تجلی حقایق و طلوع روشنایی دارد.
در فرهنگ اسلامی، ظهور فراتر از یک معنای لغوی ساده، به عنوان یک نماد بنیادین برای امید، عدالتگستری و پایان دوره انتظار شناخته میشود. این واژه یادآور برپایی صلح جهانی و غلبه حق بر باطل است که در روایات مذهبی، تحقق آن به خروج خورشید از پشت ابرهای تیره تشبیه شده است.