یعنی چه
این واژه به فردی اشاره دارد که اعضای بدن او در تناسب کامل با یکدیگر باشند و ساختار فیزیکی زیبا، موزون و شکیلی داشته باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت خُشاَندام است که از دو جزء واژگانی زبان فارسی تشکیل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول واژه «خوش اندام» با ۸ حرف است. از دیگر پاسخهای احتمالی میتوان به موزون یا متناسب اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این ویژگی فیزیکی عمدتاً از واژگان Well-built (برای هیکل تنومند و متناسب) یا Fit و Shapely استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح مَمشوقُ القامَة به فردی با قامت کشیده و کشیده-متناسب و حَسَنُ القَوام به زیبایی ساختار بدن اشاره دارد.
به ترکی
در ترکی استانبولی عباراتی نظیر Düzgün fizikli یا همان واژه وامگرفته شدهٔ Fit برای بیان خوشهیکلی به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل خوش اندام
واژه «خوشاندام» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء پهلوی «خوش» و «اندام» (به معنی عضو یا ساختار بدن) ساخته شده است. این کلمه در ادبیات و گفتگوهای روزمره برای ستایش تناسب فیزیکی، شکیل بودن ظاهر و توازن اندامهای یک فرد به کار میرود و نشاندهنده هماهنگی بخشهای مختلف بدن با یکدیگر است.
از نظر معنایی، مترادفهایی چون خوشتیپ، موزون و متناسبالقامه دارد و در نقطه مقابل آن، واژههایی مانند بدقواره و بدهیکل قرار میگیرند. این واژه به دلیل ریشه فارسی خود در متن قرآن وجود ندارد، هرچند مفاهیم مشابهی نظیر خلقت انسان در بهترین ساختار (احسن تقویم) در متون دینی دیده میشود.
در دنیای امروز و با گسترش فرهنگ تندرستی، این کلمه در کنار واژگان بینالمللی نظیر «فیت» کاربرد زیادی یافته و همواره بار معنایی مثبت و تحسینآمیزی را با خود به همراه دارد.