یعنی چه
اسبال واژهای کلاسیک با ریشه عربی است که در لغت به معنای روان ساختن، سرازیر کردن و جاری نمودن (مانند جاری شدن اشک یا باران) است. این کلمه در اصطلاح فقهی و متون کهن به معنای بلند کردن لباس (مانند پیراهن، شلوار یا دامن) به گونهای است که از مچ پا پایینتر رفته و روی زمین کشیده شود.
تلفظ
این واژه به صورت «اِسبال» (Esbaal) تلفظ میشود که مصدر باب افعال از ریشه ثلاثی مجرد «سبل» است.
در جدول
در کلماتی که برای حل جدول به کار میروند، واژه «اسبال» دقیقاً دارای ۵ حرف است و معمولاً در پاسخ به طراحان جدول برای مفاهیمی چون «پایین انداختن جامه»، «جاری کردن اشک» یا «سرازیر کردن» میآید.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در زبان انگلیسی برای مفهوم پایین انداختن دامن لباس از عبارت Letting down و برای روان شدن مایعات از واژه Flowing استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که این واژه اصالتاً عربی است، در خود زبان عربی نیز به همین صورت «الإسبال» یا با مترادف آن یعنی «الإرخاء» شناخته میشود.
در قرآن
خود مصدر «اسبال» یا افعال مشتق از آن به صورت مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده است. با این حال، واژگان همریشه با آن از ماده «سبل» مانند «سَبِیل» (راه) و «سُبُل» (راهها) بارها در آیات قرآن به کار رفتهاند. مفهوم فقهی نهی از اسبال جامه عمدتاً در احادیث و سنت نبوی مطرح شده است.
نماد چیست
واژه اسبال در فرهنگ عامه یا اساطیر نماد پدیده خاصی نیست، اما در بستر فقه اسلامی و احادیث سنتی، طولانی کردن لباس به حدی که روی زمین کشیده شود، به عنوان نمادی از تکبر، تفاخر، غرور و خودخواهی در پوشش شناخته میشده و به همین جهت مورد نکوهش قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل اسبال
واژه «اسبال» یک مصدر عربی از باب افعال است که به زبان فارسی وارد شده و در لغتنامههای کهن نظیر دهخدا و معین به ثبت رسیده است. این کلمه دو معنای محوری دارد؛ نخست در معنای طبیعی و فیزیکی به روان ساختن و جاری کردن مایعاتی چون اشک و باران اشاره دارد و دوم در معنای رفتاری و فقهی، به معنای فروهشتن، بلند کردن و کشیدن دامن لباس یا پرده بر روی زمین است.
در حوزه فرهنگ اسلامی، مفهوم دوم این واژه یعنی اسبالِ ثیاب (لباس) نمود بیشتری دارد؛ چرا که در صدر اسلام بلند کردن بیش از حد جامه به نشانه تفاخر و اشرافیگری مرسوم بوده و در متون روایی به عنوان نمادی از کبر و غرور نهی شده است. از نظر ساختار کلماتی، این واژه پنجحرفی بوده و همخانواده کلماتی چون مُسبِل، سَبَل و سَبیل است.