یعنی چه
این عبارت در متون فارسی عمدتاً به عنوان یک اسم خاص (اسم علم) برای «ابوالحسن احمد بن محمد بن حماره کاتب»، از نویسندگان و دانشمندان بزرگ علم ادب در قرن چهارم هجری به کار رفته است. در معنای لغوی عربی، «حِماره» به معنی مادهخر است و این ترکیب مجازاً به فرزند آن (کرهخر) اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسر حرف «ح» و فتح حرف «ر» به صورت «اِبنِ حِمارَه» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این پرسش در قالب یک عبارت ۸ حرفی به صورت «ابن حماره» نوشته میشود که به نویسنده کتاب امتحانالکتاب اشاره دارد.
به انگلیسی
برای نام خاص تاریخی از نگارش لاتین آن استفاده میشود و برای بیان مفهوم لغوی آن عبارات مربوط به کرهخر به کار میرود.
به عربی
این ترکیب ریشه کاملاً عربی دارد و از واژه حمار به معنی خر مشتق شده است.
در قرآن
ترکیب «ابن حماره» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ هرچند واژه «حمار» به صورت مفرد و جمع در برخی آیات برای مَثَل آوردن به کار رفته است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و برخی حکایات طنز و ادبیات کنایی، این اصطلاح گاهی به عنوان نمادی از حماقت ذاتی و موروثی استفاده میشود. در مقابل، در برخی اشعار انتقادی مدرن (مانند آثار احمد مطر) به عنوان نماد موجودی پاک، صادق و بیآزار که رذایل اخلاقی انسانها را ندارد به تصویر کشیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل ابن حماره
عبارت «ابن حماره» در زبان و ادبیات فارسی پیش از آنکه یک صفت عام یا واژه روزمره باشد، یک اسم خاص تاریخی متعلق به «ابوالحسن احمد بن محمد بن حماره کاتب» است. این شخصیت ادبی در قرن چهارم هجری میزیسته و از دانشمندان و نویسندگان بزرگ علم ادب بوده که آثار مشهوری همچون «امتحان الکُتّاب» و «دیوان ذویالألباب» را از خود به جا گذاشته و با بزرگان زمان خود همنشین بوده است.
از نظر ریشهشناسی لغوی، این اصطلاح ساختاری عربی دارد که از واژه «حِماره» به معنی مادهخر گرفته شده و معنای تحتاللفظی آن کرهخر است. در فرهنگ عامه و ادبیات داستانی طنز، این ترکیب یا عبارات مشابه آن گاهی جنبه کنایی پیدا کرده و به عنوان نمادی از سادگی، نادانی موروثی یا برعکس، موجودی بیآزار و به دور از مکر انسانی در بوته نقد و کاربردهای اجتماعی قرار میگیرد.