یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح ترکیبیِ تاریخی و دیوانی در زبان فارسی است. در دوران گذشته، زمانی که پادشاه یا حکومتی تصمیم میگرفت کارگزار یا حاکم معزول و ظالمی را تنبیه کند، داراییهای او را با شکنجه و آزار شدید پس میگرفت و به خزانه خود میریخت که به این فرآیند «زجر و مصادره» یا «استخراج» میگفتند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [zajr va mosāde-re] است که از دو واژه عربی «زجر» (به سکون ج و ر) و «مصادره» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این مفهوم ۱۰ حرف دارد و خود واژه «زجر و مصادره» است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و تاریخی انگلیسی، این مفهوم بازتابدهنده توقیف اموال همراه با مجازات بدنی است.
به عربی
اگرچه دو واژه اصلی ریشه عربی دارند، اما این ترکیب خاص به عنوان اصطلاح دیوانی بیشتر در فارسی به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل عقوبت و ضبط، شکنجه و مالگیری، و توقیف قهرآمیز داراییهاست. در متون قدیمیتر به این عمل «استخراج» نیز میگفتند.
در قرآن
عین واژه ترکیبی «زجر و مصادره» در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه واژه «زجر» به صورت «زَجْرَةٌ» (بانگ مهیب) در آیه ۱۳ سوره نازعات و «فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً» در سوره صافات به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل زجر و مصادره
عبارت «زجر و مصادره» یک اصطلاح ترکیبی، تاریخی و دیوانی در نثر فنی و متون کهن فارسی (مانند تاریخ جهانگشای جوینی و رسائل سعدی) است. این اصطلاح زمانی به کار میرفت که حاکمان و پادشاهان، کارگزاران یا والیان معزول را که خود به رعیت ستم کرده و مال اندوخته بودند، دستگیر میکردند و با شکنجه و آزار، تمام داراییهایشان را به نفع خزانه سلطنتی ضبط میکردند.
در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران، این عبارت به عنوان نمادی از «چرخه ظلم» شناخته میشود. حکایت معروف سعدی در رساله نصیحةالملوک به خوبی این مفهوم را تبیین میکند؛ جایی که ذوالنون مصری به پادشاه تذکر میدهد که مصادره اموال حاکم ظالم بعد از غارت مردم، هیچ سودی برای رعیتِ ستمدیده ندارد، چرا که مال از مردم گرفته شده و در نهایت به خزانه شاه میرود، بدون آنکه حق به حقدار برسد.