معنی
رقت در زبان فارسی دارای دو ساحت معنایی عمده است؛ یکی در حوزه عواطف و احساسات که به معنی نازکدلی، مهربانی، شفقت و تحتتأثیر قرار گرفتن قلب (مانند رقت قلب) است، و دیگری در حوزه فیزیک و علوم که به معنی نازکی، لطافت، تنُکی و کمغلظت یا آبکی بودن مایعات و گازها بهکار میرود.
یعنی چه
عبارت «رقت» زمانی بهکار میرود که بخواهیم از یک سو به حالتِ تاثر شدید عاطفی، شفقت و انساندوستی اشاره کنیم و از سوی دیگر در اصطلاحات علمی، به کمچگالی بودن هوا یا رقیقسازی مایعات (مانند رقت خون) بپردازیم.
مترادف
این واژهها بسته به سیاق متن (عاطفی یا علمی) میتوانند به جای رقت بنشینند.
متضاد
در مفاهیم احساسی، قساوت و سنگدلی و در مفاهیم فیزیکی، غلظت و سطبری متضادهای اصلی آن هستند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی (ر-ق-ق) مشتق شده است که در اصل به معنای باریک، نازک، لطیف و ضعیف شدن است و سپس به حوزه معنایی عواطف و ترحم قلبی گسترش یافته است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه در زبان فارسی با کسر حرف اول (رِ) و تشدید حرف دوم (ق) به صورت /reqqat/ است.
در جدول
کلمه رقت با ۳ حرف یکی از پاسخهای متداول در حل جدول برای راهنماهایی مثل «دلسوزی» یا «نازکی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به کاربرد مدنظر در متن، معادلهای متفاوتی برای این واژه وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل رقت
واژه «رقت» مصداق بارز کلماتی است که در زبان فارسی دو مسیر معنایی کاملاً مجزا اما ظریف را طی کردهاند. در یک سو، این کلمه در پهنه ادبیات و عرفان جلوهگر عواطف پاک انسانی، نازکدلی، و زودشکنی دل در برابر سختیها و دردهای دیگران است؛ حالتی عاطفی که فرد را به همدردی و شفقت وامیدارد و در شعر پارسی نمادهایی چون اشک و شیشه آبگینه دارد.
در سوی دیگر، رقت یک اصطلاح کاملاً کاربردی در علوم طبیعی، پزشکی و فیزیک است. در این ساحت، رقت به معنای کمچگالی بودن، رقیق شدن مایعات و کاهش غلظت مواد بهکار میرود که نمودی فیزیکی از همان مفهومِ اصلی ریشه (نازک و لطیف شدن) محسوب میشود.