یعنی چه
شمردن به معنای تعیین تعداد و آمار گرفتن از اشیاء یا افراد است. این واژه در ادبیات و گفتگوهای روزمره کاربرد کنایی نیز دارد؛ به این معنی که کسی یا چیزی را در زمره خاصی قرار دهیم، آن را فرض کنیم یا به حساب آوریم؛ مانند جملهی «او را از دوستان خود میشمارم».
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمه روی حرف شین و میم تلفظ میشود: شُ-مُ-ر-دَ-ن.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند احصاء، آمار گرفتن یا حساب کردن به عنوان مترادف به کار میروند، اما پاسخ اصلی و دقیق خود کلمه «شمردن» با ۵ حرف است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد جمله، میتوان از افعال فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
ریشههای «ع د د» و «ح س ب» در زبان عربی و قرآن کریم بارها برای مفاهیمی چون سنجش، آگاهی و نظم به کار رفتهاند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Saymak دقیقترین معادل برای این مفهوم است.
جمعبندی و توضیح کامل شمردن
واژه اصیل و دیرپای «شمردن» ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد و از صورت واژگانی šamārdan گرفته شده است که با مفهوم به یاد داشتن و به خاطر سپردن در زبانهای ایران باستان پیوند دارد. این کلمه در ساختار زبانی ما خانواده بزرگی شامل شمارش، شماره، شمارنده، سرشماری و بیشمار ایجاد کرده که همگی بر مفاهیم بنیادین ریاضی و سنجش دلالت دارند.
از منظر نشانهشناسی و فرهنگ عامه، عمل شمردن فراتر از یک محاسبه عددی ساده، نمادی از نظم، مدیریت زمان، کنترل و آگاهی کامل بر امور است. در ادبیات عرفانی و اخلاقی نیز اصطلاحاتی مانند «شمردن نفسها» نشاندهنده لزوم مراقبت شدید فرد بر رفتار خویش و هوشیاری نسبت به گذر سریع و بیبازگشت عمر انسان است.