معنی
واژه طلایی در وهله اول به هر چیزی که از جنس فلز گرانبهای طلا باشد یا با آن تزیین شده باشد اشاره دارد. همچنین این کلمه برای توصیف رنگ زرد خاص، براق و پرفروغی که یادآور طلاست به کار میرود.
یعنی چه
در ادبیات و گفتگوهای روزمره، طلایی بار معنایی مثبتی دارد و نشاندهنده بالاترین سطح کیفیت، اهمیت و خوشیمنی است؛ مانند یک فرصت استثنایی یا دوران اوج و شکوفایی یک تمدن.
مترادف
این واژهها در متون کهن و معاصر همگی به رنگ یا جنس طلا و یا درخشندگی آن اشاره دارند.
متضاد
در مقابل درخشندگی و رنگ زرد طلایی، واژههای سیمین (نقرهگون) از نظر رنگی و واژههای کدر و تیره از نظر میزان درخشش قرار میگیرند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده از ریشه طلا در زبان فارسی همخانوادههای این کلمه محسوب میشوند. همچنین کلماتی مانند «زر» و «زرین» همخانواده معنایی آن هستند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، صفت منسوب به طلا معمولاً با واژههای طلایی (۵ حرف) یا زرین (۴ حرف) پاسخ داده میشود.
به انگلیسی
واژه Golden پرکاربردترین معادل انگلیسی برای هر دو جنبه حقیقی (رنگ و جنس) و مجازی (ارزشمند) این کلمه است.
جمعبندی و توضیح کامل طلایی
واژه طلایی یکی از زیباترین و پرکاربردترین صفات در زبان فارسی است که ریشه در فلز گرانبها و درخشان طلا دارد. این کلمه در درجه اول برای توصیف رنگ زرد براق، پرفروغ و خیرهکننده یا اشیائی که از طلا ساخته شدهاند به کار میرود و حس اصالت، ثروت و زیبایی را منتقل میکند.
در کاربرد مجازی و ادبی، طلایی فراتر از یک رنگ یا جنس ساده ظاهر میشود؛ این واژه نماد بالاترین رتبه، موفقیت چشمگیر، ارزش فوقالعاده و روزهای خوشیُمن است. اصطلاحاتی چون «فرصت طلایی» یا «عصر طلایی» به خوبی نشان میدهند که چگونه این کلمه برای توصیف بهترین و ایدهآلترین شرایط ممکن در زندگی انسان و تاریخ تمدنها استفاده میشود.