یعنی چه
واژهای چندوجهی که در فارسی به مفاهیم سکون و آرامش، استقرار یافتن، عهد و توافق، وعده ملاقات و همچنین در مباحث حقوقی به حکم یا تصمیم قضایی دلالت دارد.
مترادف
واژگان هممعنا بسته به کاربرد شامل سکون، عهد، وعده و تصمیم است.
متضاد
در برابر مفاهیمی چون ثبات، آرامش و عهد، واژگانی نظیر بیقراری و تزلزل قرار میگیرند.
هم خانواده
مشتقات کلمه بر پایه ریشه «ق ر ر» ساخته شدهاند که همگی بر معنای اصلیِ ثبات و جایگیری دلالت دارند.
ریشه
عربی؛ از ریشه «ق ر ر» (ثلاثی مجرد). این ریشه در اصل به معنای سرد شدن و ساکن شدن است، زیرا سرما باعث سکون و آرامش میگردد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً با تعاریفی نظیر «آرامش»، «وعده ملاقات» یا «حکم قضایی» مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به معنای مورد نظر در انگلیسی معادلهای متفاوتی دارد.
به عربی
در عربی نیز دقیقاً با همین ریشه و کاربردهای مشابه به کار میرود.
به ترکی
ترکی استانبولی از «Karar» برای تصمیم و حکم استفاده میکند.
به فارسی
قرار در زبان فارسی واژهای است که از مفاهیم انتزاعی آرامش و سکون تا مفاهیم عینیِ قرار ملاقات و قراردادهای حقوقی را در بر میگیرد. این واژه در ادبیات کلاسیک نماد پایداری و در زبان اداری نمادِ تصمیمِ موقت یا قطعی است.
جمعبندی و توضیح کامل قرار
واژه «قرار» به دلیل ریشه عربی قوی و کاربردهای متعدد، در زبان فارسی پیوند عمیقی میان مفاهیم انتزاعی و عینی ایجاد کرده است. از یک سو به آرامش روحی و سکون مکانی اشاره دارد که مایه آسودگی است، و از سوی دیگر به توافقات میان انسانها و تصمیمات قضایی اطلاق میشود. این گستردگی معنایی، «قرار» را به یکی از پرکاربردترین واژهها در گفتار روزمره و متون رسمی تبدیل کرده است.
بهطور کلی، هر کجا که «قرار» حضور دارد، ردی از ثبات (چه در مکان، چه در عهد و چه در حکم) دیده میشود. این واژه به خوبی تضاد میان پایداری (قرار) و بیثباتی (بیقراری) را در فرهنگ و زبان فارسی بازتاب میدهد.