یعنی چه
دریغ ورزیدن در زبان فارسی به دو معنای عمده به کار میرود؛ نخست، مضایقه کردن، بخل ورزیدن و امتناع از لطف، کمک یا بخشش به دیگری (مانند عبارت «از هیچ کمکی دریغ نورزید»). دوم، در متون کهن به معنای افسوس خوردن و حسرت کشیدن بر گذشته یا فقدان چیزی نیز استعمال شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت فعلی به صورت «دَ ریغ وَر زِ دَن» است که در آن واژه دریغ دارای مصوت بلند «ی» و ورزیدن با فتح واو و سکون راء ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «دریغ ورزیدن» به عنوان پاسخ یک ترکیب ۱۰ حرفی شناخته میشود. بسته به تعداد حروف مشخصشده در جدول، میتوان از معادلهای دیگر آن مثل مضایقه، امساک یا خودداری نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم دریغ ورزیدن از اصطلاحات مختلفی استفاده میشود. به عنوان مثال، عبارت معروف «Spare no effort» دقیقاً به معنای «از هیچ تلاشی دریغ نورزیدن» است.
به فارسی
واژگان هممعنی و مترادف این عبارت در زبان فارسی عبارتند از: مضایقه کردن، خودداری کردن، کوتاهی کردن، بخل ورزیدن، امساک کردن، فروگذار کردن و حیف داشتن. در مقابل، واژههای متضادی مانند بذل کردن، بخشش کردن، سخاوت خرج دادن و ارزانی داشتن قرار دارند.
نماد چیست
برای ترکیب فعلی و انتزاعی «دریغ ورزیدن» نماد مادی، عینی یا حیوانی مشخصی در فرهنگ سنتی و اسطورهای ثبت نشده است. با این حال، در معنای ثانویه آن که حسرت و افسوس است، در ادبیات گاهی از «آه سرد» یا فصل «خزان» به عنوان نمادهای تصویری یاد میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دریغ ورزیدن
عبارت فعلی «دریغ ورزیدن» یکی از ترکیبات اصیل و پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در اعماق تاریخ این زبان دارد. جزء اول آن یعنی «دریغ» از واژه پهلوی (پارسی میانه) «دریک» (drayak) به معنی حسرت و اندوه گرفته شده و جزء دوم آن یعنی «ورزیدن» از ریشه اوستایی (varz) به معنای انجام دادن و ممارست پدید آمده است. ترکیب این دو واژه در ساختار فعلی، در وهله اول مفهوم امتناع از بخشش، بخل و کوتاهی کردن در حق کسی را متبادر میکند.
این عبارت علاوه بر کاربرد وسیع در ادبیات کلاسیک و گفتار روزمره، در ترجمه مفاهیم قرآنی نیز به کار میرود. اگرچه عین این عبارت فارسی در قرآن نیست، اما مفاهیمی نظیر «بخل» و «ضنّ» (مانند آیه ۲۴ سوره تکویر در توصیف پیامبر که در رساندن وحی بخیل نیست و دریغ نمیورزد) دقیقاً معادل این اصطلاح هستند. در زبانهای دیگر مانند انگلیسی، عربی و ترکی نیز معادلهای دقیقی برای آن وجود دارد که نشاندهنده فراگیر بودن این مفهوم اخلاقی و رفتاری در فرهنگهای مختلف است.