یعنی چه
کینه به معنی دشمنی، عداوت، حسد یا آزار کسی را در دل پنهان داشتن و در پی تلافی و انتقام بودن است. ویژگی اصلی کینه، پنهان بودن این حس منفی در سینه است که در ادبیات اخلاقی به خاری درون سینه تشبیه میشود.
مترادف
واژههای فوق همگی بر مفهوم دشمنی پنهان و آشکار دلالت دارند که به عنوان مترادفهای فارسی و وامواژههای عربی مستعمل در فارسی به کار میروند.
متضاد
این واژهها مفاهیم پاکی دل، صلح و دوستی را رسانده و دقیقاً در نقطه مقابل کینهتوزی قرار دارند.
هم خانواده
این مشتقات سنتی در زبان فارسی همگی از ریشه کهن واژه کینه ساخته شدهاند و به صفتها و رفتارهای مرتبط با آن اشاره میکنند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت کِینِه (kine) تلفظ میشود و ریشه در زبان پهلوی (kēn) و اوستایی (kaēnā) دارد.
در جدول
واژه کینه دقیقاً ۴ حرف دارد و از پاسخهای پرکاربرد در جدولهای کلمات متقاطع برای راهنمای «دشمنی و عداوت» است.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی بسته به شدت و نوع کینه و دشمنی پنهان مورد استفاده قرار میگیرند.
به عربی
در زبان عربی ظرافتهای معنایی زیادی برای انواع کینه وجود دارد که هر کدام مرتبهای از دشمنی را نشان میدهند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه kin دقیقاً به همان معنای کینه و بدخواهی پنهان در دل استفاده میشود.
در قرآن
واژه فارسی کینه در قرآن کریم وجود ندارد، اما مفاهیم آن با واژههای عربی آمده است؛ مانند «غل» در آیه ۴۷ سوره حجر که به پاک شدن کینه از سینه بهشتیان اشاره دارد یا آیه ۱۰ سوره حشر که مؤمنان دعا میکنند کینهای از برادران خود در دل نداشته باشند. همچنین واژه «أَضْغَان» در آیه ۲۹ سوره محمد به معنی کینههای شدید و پنهان منافقان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل کینه
واژه «کینه» از ریشههای کهن ایرانی (پهلوی kēn و اوستایی kaēnā به معنی انتقام و کیفر) برآمده و نشاندهنده یک حالت روانی ناپسند است که در آن فرد، حس دشمنی، نفرت و بدخواهی نسبت به دیگری را در دل خود پنهان نگاه میدارد و مدام در اندیشه تلافی و انتقام است.
در فرهنگ عامه و ادبیات ایران، «شتر» به دلیل فراموش نکردن آزارها نماد کینهتوزی است و ضربالمثل معروف «کینه شتری» از همین جا نشأت میگیرد. همچنین در متون اخلاقی و عرفانی، کینه به عقرب یا خاری تشبیه شده که پیش از آسیب رساندن به دیگران، جان و روان خودِ فرد کینهتوز را آزار میدهد و آرامش را از او سلب میکند.
این واژه در ادبیات در تقابل مستقیم با واژههای پاکی همچون صفا، نور، آب و بخشش قرار دارد و پاک کردن دل از آن، همواره به عنوان یکی از فضایل بزرگ انسانی و نشانههای آرامش حقیقی در دنیا و آخرت یاد شده است.